خبر نامه مهد کودک وزارت تعاون ، کار و رفاه اجتماعی

خبر نامه مهد کودک وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی

  

 

 

فروردین 1392

 ((کودک کیست؟))
کودک انسانی در حال رشد است . او شیء و بازیچه نیست . برده و بنده نیست ، کودک ضعیف نیست، از جنس سنگ و آهن نیست ، بی مغز و بی اندیشه و بی احساس نیست ، وسیله لذت و نمایش نیست ، ملک خصوصی ما نیست و....
او آمده است تا از جهان هستی لذت ببرد، آن را کشف کند و زندگی شایسته ای داشته باشد. کودک حس می کند، درک  می کند، می فهمد ،قادر  است بیاموزد، تشخیص دهد، تصمیم بگیرد، انتخاب کند، مشاهده کند ، ارزیابی کند ، به کار ببند.
پس باید به او فرصت دهیم تا : برای یاری به خود و رشد خود چیزهایی را در جهان پیرامون خود جست و جو کند ، مشاهده کند و بشنود ، لمس کند ، اشتباه کند زمین بخورد ، برخیزد و بیاموزد تا زندگی کند یک زندگی شایسته و سالم و برای رسیدن به همه ی این ها به والدین ، مربیان و معلم هایی که به او فرصت دهند نیاز دارد . 

((با زی با کودکان در خا نه))

جم جمک برگ خزون :
امروز مادر بزرگ خانه ما بود . مادر بزرگ دست هایش را مشت کرده و بین مشت های دست من گذاشت همین طوری که دست هایمان را تکان می دادیم ، مواظب بودیم که           مشت هایمان از هم جدا نشوند و این شعر را می خواندیم :
جم جمک برگ خزون .......... مادرم زینب خا تون .......... گیس داره قد کمون
از کمون بلندتره .......... از شبق مشکل تره
ها جستم واجستم .......... تو حوض نقره جستم
نقره نمکدونم شد ..........  کلاغه به قربونم شد

وقتی این شعر که حالت بازی دارد تمام شد ما مان و بابا هم که همان کار را می کردند با مشت بسته از بین ما را شدند ، یک بار دیگر ، همه مشت هایمان را روی هم گذاشتیم و شعر خواندیم . ما مان و بابا خواهش می کنم هر روز این شعر بازی را با من انجام دهید.  
معرفی کتاب:
مجموعه قصه های امشب که برای هرشب بچه ها یک قصه شیرین دارد. تصاویر این کتاب را تعدادی از تصویرگران خوبمان برای بچه ها کشیده اند. اصل قصه ها را نیز خانم ویدا لشگری به فارسی برگردانده اند و آقای اسدا.. شعبانی آنها را بازنویسی کرده اند. این مجموعه را می توانید از انتشارات ویدا و نشر هگمتان تهیه کنید. بچه های عزیز و پدر و مادر های مهربان: آن قدیم ها پدر و مادرها و مادربزرگ های مهربان شب که   می شد برای بچه ها هر شب قصه می گفتند. این قصه ها افسانه هایی بودند که رویاهای قشنگ مارا می ساختند برای ما تکرار این قصه ها خاطرات شیرین گذشته را به یاد می آورد این قصه ها فقط یک قصه نبود نوازش و گرمای آغوش اون بزرگترها هم بود این قصه ها فقط یک قصه نبود یک قوت قلب برای  شب های طوفانی بود این قصه ها یک بغل محبت بود برای هرشب. این قصه ها یک سر پناه بود برای رویاها. بیاییم قصه ی امشب را تکرار کنیم و به خاطر بسپاریم ...

 والدین گرامی: خواهشمندیم هرگونه سئوالاتی پیرامون کودکان خود در حوزه رفتار کودک، تغذیه، بهداشت را دارند. نظرات خود رادرصندوق راهرو ی مهد کودک انداخته که فرصتی است جهت تبادل نظر بین اولیاء محترم و اطلاع از نظرات و تجربیات علمی تا با بهره گیری از آنها با آگاهی و توان بیشتر نسبت به امر حساس و خطیر تربیت سرمایه های میهن اسلامی اقدام کنیم و این امرآغازی باشد برای فردایی بهتر.
بی صبرانه منتظر نظرات شما عزیزان هستیم.

 

 

---------------------------------------------------------------------------------

اسفند 1391

 

 

« سخنی با بزرگترها »

چگونه به فرزندانمان نظم و ا نضبا ط بیاموزیم ؟
اغلب اوقات وقتی از والدین می پرسیم چگونه به فرزندانشان نظم و انضباط می آموزند آنها درباره طرز مجازات فرزندشان حرف می زنند ، اما نظم آموزی به فرزندان به معنای راهنمایی کردن و تشویق کردن آنهاست تا به عزت نفس برسند و رفتارهای نا پسندشان را تغییر دهند. تربیت فرزندان مجموعه اقداماتی است که برای درست انجام دادن کارها به فرزندانمان می آموزیم . منضبط شدن یکی از حقایق زندگی است . بخشی طبیعی از فرایند رشد و بزرگ شدن است (( چرا بچه های من طوری رفتار نکنند که من نیازی به تأدیب آنها نداشته باشم ؟ )) این یکی از پرسشهای همیشگی والدین است . هیچ کودکی با علم و اطلاع متولد نمی شود همه بچه ها نیازمند تأ دیب هستند . در بسیاری از موارد کودکانی که  بد رفتاری و بی ادبی می کنند خیلی ساده ، راه درست ظاهر شدن را نمی دانند . نمی توانیم بی جهت فرض را بر این بگذاریم که فرزندانمان را ادب نکنیم و با این حال مؤدب باشند . این که چگونه مها رت ها ی رفتار درست را به فر زندانمان آموزش دهیم و این که چگونه بیاموزیم که رفتارهای ناپسند را کنار بگذارند . هردو این بخش ضروری و مهم موضوع آموختن ، تربیت ، تأدیب و نظم و انضباط است. وقتی تأدیب را صرفاً مجازات در نظر بگیریم می تواند بسیار ناخوشایند و مأیوس کننده باشد .

**************************

 

« احترام به بزرگترها »
راه های مختلفی وجود دارد تا از طریق آن به کودکان یاد بدهیم که چطور به سایرین احترام بگذارند. ما بزرگتر ها عادت داریم همه چیز را به فرزندانمان امر کنیم : ( همانطور که من می گویم باید رفتار کنی، باید به مادرت احترام بگذاری و .... ). در واقع، والدین می توانند دستورات خود را به کودکان تحمیل کنند، اما نمی توانند آنها را به احترام گذاشتن امر کنند. ما می توانیم فرزندانمان را وادار کنیم آنطور که ما می خواهیم رفتار کنند، اما نمی توانیم مجبورشان کنیم که به

برایشان مهم هستند، الگویی از احترام گذاشتن باشند. اگر کودکان ببینند که ما که نزدیک ترین افراد به آنها هستیم، به دیگران و ارزشهایمان احترام می گذاریم، به نفعشان خواهد بود. ما می توانیم مدام درمورد چنین الگوهایی با کودکانمان صحبت کنیم و این نمونه های اخلاقی را تحسین کنیم.  احترام گذاشتن به افرادی که با ما فرق دارند خود می تواند نمونه ای برای الگوپذیری کودکان باشد.
 

این به آن معنا نیست که با آنچه بقیه مردم انجام می دهند یا باور دارند هم عقیده ایم. باید برای آنها توضیح دهیم که هر انسانی      می تواند عقاید خاص خود را داشته باشد، و با اینکه کاملاً متضاد عقاید ما است ما باید به او و اعتقاداتش احترام بگذاریم.
برای یاد دادن طریقه ی احترام گذاشتن، ما باید عیوب و اشتباهات خود را به راحتی قبول کنیم. اگر بی دلیل کودکمان را تنبیه کردیم، یا اگر کوتاهی در حق او انجام دادیم، از او معذرت خواهی کنیم و بخواهیم که ما را ببخشند.
احترام مبنای رابطه های مستحکم و پردوام است و می تواند نتیجه طبیعی برخورد و رفتار صحیح والدین با کودکانشان باشد.
افرادی که بیش از همه به آنها احترام میگذارید چه کسانی هستند؟ چه کرده اند تا توانسته اند احترام شما را جلب نمایند؟
به چه راه هایی به کودکانتان احترام می گذارید؟ (آیا به حرف هایی که می زنند با احترام گوش می دهید؟ آیا سعی میکنید با آنها وقتتان را بگذرانید؟ آیا سعی می کنید به علایق آنها احترام بگذارید؟)

بهترین راه نشان دادن احترام به فرزندتان چیست؟
وقتی مردم بیش از آنچه هستند ادعا میکنند که خوب هستند، ما اشکالات آنها را بیشتر می بینیم. وقتی به قصور و اشتباهاتشان اعتراف
 

ما و بقیه مردم احترام بگذارند. احترام را باید به دست آورد. احترام فقط با خوب و مهربان بودن به دست نمی آید. البته خوب بودن هیچ اشکالی ندارد، اما پدر یا مادری که با خوبی و مهربانی بیش از حد با فرزندانش رفتار می کند، مطمئناً فرزند یکدنده و سخت گیری بار خواهد آورد. کسب احترام به چیزی فرای خوب و مهربان بودن نیاز دارد. روشی برای کسب احترام وجود دارد: والدین سعی می کنند با گوشزد کردن خطاهای فرزندانشان باعث شوند آنها بهتر رفتار کنند. این اصلاً روش مناسبی نیست. کودکان وقتی احساس میکنند از آنها انتقاد شده و طرد شده اند، هیچ انگیزه ای برای بهتر شدن ندارند. وقتی کودکان مورد انتقاد قرار می گیرند، به جای اینکه بهبود یابند، سعی می کنند خودشان یا دیگران را محکوم کنند.
کودکان یاد می گیرند به کسانی احترام بگذارند که به آنها احترام    می گذارند. افرادی که بیشتر مورد احترام هستند، از ترکیبی منحصر به فرد از دوست داشته شدن و ایجاد محدودیت به طریقی محکم اما مهربانانه استفاده می کنند. با اینکه کودکان تصور می کنند هیچ نیازی به پند و اندرز ندارند، اما اگر این نصیحت ها در قالب یک  رابطه ی محبت آمیز و حمایت کننده باشد، می تواند آنها را به داشتن رفتارهای مناسب و خوب تحریک کند. کودکان به محدودیت نیز احتیاج دارند، اما این محدودیت ها هم می تواند با نرمی، مهربانی و احترام برای آنها گذاشته شود.
مثلاً اگر کودکی شروع به آزار و اذیت و زدن هم بازیش می کند، پدر یا مادر می تواند به طرق مختلف عکس العمل نشان دهد. می تواند کودک را کتک زده یا اینکه او را دعوا کنند، ... . مطمئناً این روش ها  به کودک احترام گذاشتن را یاد    نمی دهد. از طرف دیگر، پدر یا مادر  می توانند دست کودک را بگیرد و به او بگوید: "ما هیچوقت نباید به کسی صدمه بزنیم و بقیه را آزار بدهیم. می شود به من بگویی چه چیز تو را ناراحت کرده است؟" والدین می توانند برای فرزندانشان محدودیت ایجاد کنند اما این کار را بدون کتک زدن و آزار دادن کودک انجام می دهند.
کودکان زمانی یاد میگیرند به سایرین احترام بگذارند که افرادی که

می کنند، ما بیشتر از آنها چشم پوشی می کنیم، به خصوص وقتی میدانیم سعی میکنند بهتر باشند. آیا شما هم کوتاهی ها و اشتباهاتتان را با کودکانتان درمیان می گذارید و از آنها درخواست
کمک می کنید؟ مثلاً ممکن است بگویید: "من وقتی خسته ام خیلی زود عصبانی میشوم و  سرت داد می زنم و آنطور که باید و شاید به تو محبت نمی کنم. امیدوارم تو من را ببخشی و کمی تحملم کنی."
برخی والدین وقتی مشکلاتشان را نیز با فرزندانشان مطرح میکنند. "من روز بدی داشتم، کاش کمی مراعاتم کنی تا من چیزی نگویم که ناراحت شوی." اما والدین نباید کودک را از وضعیت سلامتی خود نگران کنند. پس بهتر است بعد آن بگویند: " اگر چند ساعت استراحت کنم حالم خوب می شود و با هم به کارها می رسیم."

**************************

« اخبار مهد کودک »

 

• برگزاری مراسم جشن نوروز در تاریخ 25 / 12 / 91 .

• تزیین تخم مرغ هفت سین برای تمامی گروه های سنی  .

• درست کردن سبزه عید و توسط خود کودکان و  آموزش مراحل رشد گیاهان به صورت عملی برای تمامی گروه های سنی  .

 

• برگزاری مراسم روز درختکاری و کاشت درخت در محوطه وزارت کار در تاریخ 15 / 12 / 91 .

• برگزاری جشن تولد به همراه عمو موسیقی.

• ساخت کارت تبریک برای والدین به مناسبت عید نوروز باستانی.

• گرفتن عکس  با سفره هفت سین .

خانواده های گرامی: صمیمانه از شما عزیزان خواهشمندیم پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در میان بگذارید و یا در صندوق راهروی مهدکودک بیندازید. امیدواریم که با همراهی و همدلی یکدیگر بتوانیم فردایی بهتر برای کودکانمان فراهم کنیم.

سپاس از شما که در تداوم خدمت همواره حامی این مجموعه بوده‌اید.

                                                 با آرزوی موفقیت

 

 ---------------------------------------------------------------------------------

بهمن 1391  

 « سخنی با بزرگترها »

هفت سال اول زندگی کودک، یعنی سنین پیش دبستانی، پایه و اساس شخصیت او را تشکیل می دهد و اگر این دوره آن گونه که پیامبر خدا فرمودند با همدلی، عطوفت و مهرورزی کودکان همراه باشد، قوی ترین، سالم ترین و متعادل ترین ستون های تکوین شخصیت پی ریزی     می شود. این دره می تواند مقدمه خوبی جهت آموزش مهارتهای ساده باشد. کنجکاوی زیاد و تقلید صریح از گفتار و کردار بزرگسالان توجه و دقت بیشتر والدین و مربیان را می طلبد. چرا که کودکان کوچکترین حرکات و رفتارهای بزرگسالان را مورد دقت قرار می دهند و به یک درک باطنی از الگوی بزرگسال خود و احساسات آنها نسبت به خود   می رسند رفتارهای غیر اخلاقی و ناهنجار و یا برخوردهایی توأم با    بی مهری و کم توجهی تأثیر نامطلوبی بر شخصیت کودک خواهد داشت.
پس باید در نظر داشته باشیم که با تمام نیرو، تلاش کنیم تا فضای مناسبی برای رشد و پرورش نونهالان عزیزمان فراهم آورند .

                                        « مدیریت مهد کودک »

**************************

« تاثیرات تنبیه بدنی در کودکان »
طرز رفتار بزرگسالان اثر عمیقی بر شخصیت کودکان و عادات کسب شده توسط آنها دارد. تنبیه بدنی به معنای استفاده از نیروی فیزیکی جهت ایجاد درد بدون صدمه، به منظور تربیت (تصحیح یا کنترل رفتار) کودک می باشد. تنبیه بدنی یک نوع کودک آزاری و شایع ترین نوع خشونت در خانواده است که موجب نقض حقوق کودک می شود. تنبیه بدنی دارای اثرات مخرب کوتاه و بلند مدت بر جسم و روح کودک     می باشد.
« آثار و تبعات تنبیه بدنی کودکان »
بعضی از والدین، تنبیه بدنی را آخرین راه چاره برای تربیت فرزندان
می دانند؛ اما باید توجه داشت که همواره می توان به جای تنبیه و
در بخشی از این تحقیق آمده است:یکی از مادران که معمولاً فرزندش را تنبیه بدنی می کند می گوید: "بچه ی من موقعی رفتارش درست است که او را تنبیه می کنم. اما راستش، نمی دانم رفتار درست او به خاطر ترس است یا این که واقعاً خوب و بد را از هم تشخیص داده است"!
واضح است که این رفتار ناشی از ترس و تهدید است و رفتارهای به ظاهر درست کودک فقط تا زمانی ادامه دارد که کودک تا حدی بزرگ شده باشد و بتواند در مقابل این تهدیدها مقاومت کند و درست از این زمان به بعد است که دیگر حتی با تنبیه و اجبار نیز درست رفتار نکرده و به عبارتی "عاصی" می شود.  متاسفانه، اغلب والدین نمی دانند که تنبیه مانع از ایجاد پیوندهای عمیق عاطفی بین آنها و فرزندشان     می گردد.
زیرا طبیعی است که انسان از کسی یا چیزی که به او آسیب می زند، تنفر داشته باشد. ارتباط عاطفی و عشق و محبت واقعی زمانی بین والدین و فرزند ایجاد می شود که پیوندهای احساسی قوی به صورت چند جانبه ایجاد شده باشد. از دیگر عوارض تنبیه بدنی کودک، ‌فوران خشم و سرخوردگی انباشته شده در دوران کودک تنبیه شده است.  برخی والدین نمی دانند که با تنبیه بدنی کودک ، باورهایی را در کودک خود تقویت می کنند که زورگویی و قدرت حرف اول را می زند. این کودکان در آینده شروع به آزار و اذیت افراد ضعیف تر و کوچک تر از خود خواهند کرد و این امر در زندگی آینده ی این افراد، به امری عادی تبدیل خواهد شد.
اعمال خشونت راه بهتری هم پیدا کرد. تنبیه بدنی تبعات متعددی در رفتار و روحیه ی کودکان بر جای می گذارد.
 هر قدر کودک بیشتر تنبیه شود، احتمال بروز رفتارهای پرخاشگرانه در او بیشتر می شود. کودکانی که تنبیه می شوند، بیشتر از کودکان دیگر رفتارهای ناپسندی مانند دروغگویی، حقه بازی و آزار و اذیت دیگران را از خود نشان خواهند داد.
رفتارهای کودک از طریق الگوبرداری و تقلید رفتارهای والدین، شکل می گیرد. بنابراین والدین باید نمونه ی بارزی از یک انسان کامل،‌ با محبت و منطقی باشند تا الگو برداری کودکان از آنان مشکلی رابرای زندگی آینده ی شان ایجاد نکند. در بسیاری از موارد که رفتار کودک از نظر والدین " ناشایست"  تلقی می شود،‌کودک صرفاً آنچه را که بر اساس تجربیات و اقتضای سن خویش یاد گرفته است، بروز می دهد. در حقیقت کودک با زبان بی زبانی می خواد بگوید که نیاز اصلی او فراموش شده است. کودک در کنار نیازهایی مانند نیاز به تغذیه ی مناسب،‌خواب کافی،‌ فعالیت سالم و هوای مناسب، ‌نیاز محبت و توجه والدین دارد. اما والدین با بهانه کردن مشکلات خود، زمان اندکی را برای برآوردن این نیاز اساسی اختصاص می دهند. به راستی زمانی که کودک با رفتارش به شما می گوید که نیازش را فراموش کرده اید، چه برخوردی با او        می کنید؟ آیا نیازش را برآورده می سازید یا فقط با خشونت بیشتر او را تحقیر کرده و بیشتر آزار می دهید؟!
 تحقیقات نشان می دهد کودکانی که با تنبیه بزرگ شده اند، در تشخیص مسائل همواره با مشکل مواجه بوده و نمی توانند "خوب و بد" را از یکدیگر تمایز دهند. این کودکان، در غیاب والدین خود بیشتر از سایر بچه ها رفتارهای نادرست و بی ادبانه انجام می دهند. دکتر "جان هالت" پژوهشگر و رییس موسسه ی "پایان تنبیه بدنی کودکان" در سوئد، در تحقیقاتی که در خصوص عوارض تنبیه بدنی کودکان انجام داده است، دریافته است که تنبیه در دوران کودکی مانع از تشخیص را هکارهای درست حل مشکلات در بزرگسالی   می گردد.

 تنبیه بدنی فقط بر کودک تاثیر منفی نمی‌گذارد. مطالعات نشان می‌دهد والدینی که به صورت مکرر و با شدت فرزندشان را تنبیه بدنی می‌کنند پس از مدتی به بیماری‌های روانی دچار می‌شوند. این بیماری‌ها افسردگی، دیگر آزاری، خودآزاری، تشویش فکری، وسواس، احساس گناه شدید، تیک‌های عصبی، انزوا و... را دربرمی‌گیرد. در حقیقت هر بار تنبیه بدنی کودک تاثیر منفی بر لایه‌های درونی روان والدین می‌گذارد که می‌تواند با تنبیه‌های بعدی تقویت و تثبیت شود و آخر سر به صورت یک بیماری روانی آشکار گردد.
در کل باید به خاطر داشت که عوارض ناشی از تنبیه بدنی کودکان، تنها  گریبان گیر والدین نخواهد شد، بلکه کل جامعه نیز از آن متاثر خواهد شد. باید همیشه به یاد داشت که هر انسانی حق دارد از خود دفاع کند. پس سعی نکنیم حقوق آنها را نادیده بگیریم.

**************************

« اخبار مهد کودک »

•  برگزاری جشن به مناسبت یوم الله 22 بهمن .

• جلسه مادران به همراه مشاور مهد کودک، سرکار خانم تفنگچی ها مورخه 23 / 11 / 91.

• اردوی شهربازی شهرستاره ها در تاریخ 08/11/91 .

• برگزاری جشن تولد به همراه عمو موسیقی.

 

خانواده های گرامی: صمیمانه از شما عزیزان خواهشمندیم پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در میان بگذارید و یا در صندوق راهروی مهدکودک بیندازید. امیدواریم که با همراهی و همدلی یکدیگر بتوانیم فردایی بهتر برای کودکانمان فراهم کنیم.

سپاس از شما که در تداوم خدمت همواره حامی این مجموعه بوده‌اید.
                                                 با آرزوی بهروزی

 

 

  

 

---------------------------------------------------------------------------------

دی1391   

« سخنی با بزرگترها »

بازی های بچگانه یکی دوتا نیستند ولی برخی از آنها بین کودکان، پرطرفدارترند. 4 نمونه از پرطرفدارترین بازی های کودکانه عبارتند از:

موسیقی : بچه ها دوست دارند به موسیقی گوش بدهند و یا با دهانشان ریتم آهنگ ها را تقلید کنند. موسیقی به بچه ها کمک می کند با فضای بیرون ارتباط بهتری برقرار کنند و به اطرافشان دقیق تر بنگرند.

بازی در فضای باز : بازی در فضای باز و فعالیت هایی مثل دوچرخه سواری، شن بازی روش بسیار موثری برای گسترش بسیاری از   مهارت هاست. بچه ها با این بازی ها، ضمن افزایش مهارت های فیزیکی، از نظر ذهنی هم پیشرفت می کنند.

پازل : پازل ها باعث افزایش تفکر انتزاعی و به دنبال آن ایجاد خلاقیت می شوند. بچه ها با دیدن قطعه های پازل و قرار دادن هر قطعه در جای مناسب یا اشتباه، قدرت تصمیم گیری و پیش بینیشان را افزایش می دهند.

آشپزی :  بچه ها از اینکه با اسباب بازی هایشان ادای آشپزی کردن را در بیاورند، بسیار لذت می برند. این فعالیت به کودک می کند رعایت نظم و ترتیب را یاد بگیرد و به نوعی به ذهنش نظم بدهد، چه دختر و چه پسر. به علاوه با آشپزی حسی از رقابت و استقلال در او ایجاد می شود.

                                        « مدیریت مهد کودک »

**************************

« روان شناسی بازی در کودکان  »
فرزندان شما توانایی ها و استعدادهای پنهانی دارند. اگر می خواهید موفق باشند، باید کمک کنید خلاقانه رفتار کنند. انجام بازی های خلاقانه وسیله ای است برای اینکه کودکانتان خلاق باربیایند. پیش دبستانی ها و بچه هایی که تازه را افتاده اند، گزینه های مناسبی برای پرورش خلاقیت هستند زیرا توانایی این گروه سنی برای انجام این بازی ها زیاد است.
بچه ها از بازی کردن لذت می برند. بازی روشی است برای ورود   آسان تر کودکان به دنیای واقعیت ها و به آنها کمک در آینده در مورد چیزهایی که به آنها علاقه دارند، مسوولیت پذیر و متعهد باشند.

ارتباط کودک و والد
بازی به کودک (به خصوص کودکانی که هنوز صحبت نمی کنند) امکان می دهد با پدر و مادرش ارتباط برقرار کند. پدر و مادر با بازی با فرزندانشان ما توانند تجربه هایی به دست بیاورند و کودکشان رابیشتر حمایت کنند. به فرزندتان اجازه دهید بازی را اداره کند و آغازگر آن باشد. این روش باعث می شود در آنده بتواند مشکلاتش را بهتر حل کند و اعتمادبه نفسش برای رهبری و هدایت گر بودن افزایش می یابد. حتی اگر فرزندتان بازی را درست انجام نمی دهد، اجازه بدهید او شروع کننده باشد. وقتی با فرزندتان بازی می کنید، نگاهش کنید و به کودک اطمینان دهید کاملا با او همراه هستید.

افزایش حس مسوولیت پذیری
بچه ها عاشق کمک کردن هستند و این فرصتی استثنایی برای پرورش حس مسوولیت پذیری در آنهاست. به کودکان اجازه دهید در جمع کردن وسایل بازی کمک کنند، حتی اگر این کار را با نظمی که شما توقع دارید، انجام نمی دهند. به آنها امکان بدهید هر از گاهی در بازی هایشان، لباس هایشان را البته به شیوه خودشان ( آنها را با دست های کوچک تصور کنید که لباس هایشان را جمع می کنند) مرتب کنند. بازی هایی طراحی کنید که در آن نیاز به کمک آنها به شما باشد اما این کار را با ظرافت انجام دهید تا طبیعی به نظر برسد. یادتان نرود آنها هم قدرت درک این مسایل را دارند. وقتی در حال ظرف شستن هستید و فرزندتان اصرار دارد به شما کمک کند، فضایی
 

وقتی بچه ها با شادی بازی می کنند، مغزشان در حال پردازش خلاقیت آنهاست و خیلی وقت ها برای انتقال این حس ها، از پدر و مادر دعوت می کنند : « مامان! بیا با من بازی کن » یا « بابا! ماشین کنترلی منو ببین با چه سرعتی می ره!... » بازی باعث رشد و افزایش موتور خلاقیت بچه ها می شود. زیرا با دست هایشان در حال کشف هستند. وقتی آنها بزرگ تر می شوند، گرایش به بازی با کودکان همسن وسالشان هم بیشتر می شود و بیشتر دوست دارند در فضای باز بازی کنند تا فضای بسته.
بازی مدرسه بچه هاست...
شادی و خلاقیت
بچه هایی که تازه راه افتاده اند و از یک جعبه خالی به عنوان یک ماشین اسباب بازی استفاده می کنند، در واقع در حال پرورش تخیل و خلاقیت در ابعادی کوچک تر از دنیای واقعی هستند، این تخیل  می تواند به آنها در شناخت اتومبیل واقعی والدینشان کمک کند.

گسترش مهارت عاطفی و اجتماعی
بچه ها هنگام بازی در واقع در حال تقویت حس رقابت، اعتمادبه نفس، استقلال و صبوری هستند. مثلا وقتی بچه ها منتظرند توپ به طرفشان برود، غیرمستقیم صبرکردن را می آموزند.

گسترش مهارت های زبان
بازی کردن بچه هایی که تازه شروع به راه رفتن کرده اند، در یادگیری زبان به آنها کمک می کند. به گفته روان شناسان، بازی های خلاقانه باعث می شود قدرت تقلید در کودک افزایش یابد و وقتی  می خواهد حرف زدن به زبان مادری یا زبان دیگری را بیاموزد، سرعت یادگیری اش افزایش پیدا می کند. مهارت زبانی بچه هایی که بازی آنها همراه با موسیقی می شود، بیشتر از همسن هایشان است.
مهارت های زبانی بچه هایی که بازی آنها با موسیقی
همراه می شود، بیشتر از همسالان شان است.

ایجاد کنید تا بتواند این کار را به شکل تفریحی و بازی انجام دهد. او سعی دارد به دنیای بزرگ ترها راه بیابد و بهتر است حس مسوولیت پذیری را در بین بازی ها درک کند.
آموزش نظم و ترتیب
کودک با این بازی های خلاقانه می تواند به اهمیت زمان، برنامه ریزی و نظم و ترتیب پی ببرد. بعضی بازی ها زمان شروع و پایان دارند و کودک باید در زمان مشخصی آنها را به اتمام برساند و به این ترتیب مدیریت زمان را می آموزد.
البته این بازی ها ضمن اینکه نظم و هیجان دارند، ممکن است باعث استرس هم بشوند بنابراین فضای بازی را کنترل کنید. اگر قرار باشد نظم و مدیریت را در آینده یاد بگیرد، بهتر است با شیوه بازی آن را بیاموزد و اگر حس کند فضای جدی و سختی حاکم است، ممکن است عکس العمل خوبی نداشته باشد.

**************************

« اخبار مهد کودک »

•  جلسه مشاوره با حضور سرکار خانم تفنگچی ها در تاریخ  20 / 10 / 91.

• برگزاری نمایش راهنمایی و رانندگی در مهد کودک و آموزش علائم و همیار پلیس .

• شرکت در نمایشگاه گزینش در ساختمان اصلی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی به مناسبت هفته گزینش.

• ساخت گروهی درخت زمستانی و نصب بر روی دیوار هر کلاس.

 

خانواده های گرامی: صمیمانه از شما عزیزان خواهشمندیم پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در میان بگذارید و یا در صندوق راهروی مهدکودک بیندازید. امیدواریم که با همراهی و همدلی یکدیگر بتوانیم فردایی بهتر برای کودکانمان فراهم کنیم.

سپاس از شما که در تداوم خدمت همواره حامی این مجموعه بوده‌اید.
                                                    با آرزوی بهروزی

 

 

 ---------------------------------------------------------------------------------

آذر 1391  

 
« سخنی با بزرگترها »
• اگر کودکان با انتقاد و سرزنش زندگی کنند ، می آموزند که ایرادگیر باشند.

• اگر با ترس زندگی کنند، می آموزند که بیمناک باشند.

•  اگر با حسرت زندگی کنند، می آموزند که همیشه برای خود متأسف باشند.

•  اگربا تمسخر زندگی کنند، می آموزند که خجالتی باشند.
• اگر با شکیبایی زندگی کنند، می آموزند که صبور باشند.

• اگر با تشویق زندگی کنند،می آموزند که اعتماد به نفس داشته باشند.

• اگر با تحسین زندگی کنند، می آموزند که قدردان باشند.

• اگر با شناخت زندگی کنند، می آموزند که هدفی داشته باشند.

• اگر با حس «شریک شدن » زندگی کنند،می آموزند که بخشنده باشند.

• اگر با صداقت زندگی کنند، می آموزند که حقیقت و عدالت کدام است.

• اگر با امنیت زندگی کنند، می آموزند که به خود و به اطرافیان خود ایمان داشته باشند.     
کودکان آنگونه زندگی ی کنند که می آموزند...

                                                « مدیریت مهد کودک »

**************************

«  بی خوابی و بدخوابی در کودکان  »

ابتدا باید علت بی خوابی یا بدخوابی کودک را جستجو کرد. شاید دلیل آن جلب توجه، اضطراب، تأثیر داروها، خوب غذا نخوردن و یا استفاده بیش از حد از تنقلات و شکلات و شیرینی باشد. بررسی این عوامل در انتخاب راه حل مناسب به شما کمک خواهد کرد.

برای رفع این مشکل می توان از روش های زیر استفاده کرد:
 ۱.  فعالیت های بدنی کودک (مانند بازی کردن در پارک، برنامه های ورزشی و ... ) در طول روز افزایش دهید. کودکان قبل از خواب باید آرام باشند تا برای خوابیدن آماده شوند. بازی هایی که نیازمند فعالیت
زیاد هستند برای ساعات قبل از خواب مناسب نیستند.
۲.  بتدریج از هنگام غروب به بعد، فعالیت کودک را کاهش دهید و به جای بازی های پر تحرک مانند توپ بازی، فعالیت هایی مانند مطالعه کردن، شنیدن قصه با دیدن تلویزیون را جایگزین نمایید . انجام فعالیت های آرام کننده چون حمام آب گرم، ماساژ قبل از خواب به آرامی تکان دادن کودک مفید خواهد بود.
3 . برای زمان خواب کودکتان برنامه تعیین کنید و ساعت خاصی را مشخص کنید.
۴.  برنامه های خانوادگی و خواسته های کودک را نیز در نظر بگیرید. انعطاف پذیر باشید ولی برخورد قاطع داشتن با کودک را نیز تمرین کنید. الگوئی را که تصمیم به ادامه آن ندارید شروع نکنید. برنامه شبانه باید در کل روز موجب احساس امنیت و نزدیکی میان افراد خانواده شود.
۵.  قبل از خواب با کودکتان در مورد مسائل روزمره و آمادگی برای شروع روز بعد صحبت کنید.
۶.  آماده کردن لباس هایی که فردا در مهدکودک می خواهد بپوشد و مرتب کردن دفتر و وسایل فردا، برنامه مناسبی برای کودکان بزرگتر خواهد بود. قصه گفتن برای کودک قبل از خواب، در درک این مسئله که الان موقع خواب است کمک می کند.
۷.  پس از رفتن به رختخواب بتدریج از توجهتان نسبت به کودک کم کنید و دیرتر به گریه و جیغ او پاسخ دهید. به کودک بگویید همین الان باید بخوابد و این کار را هر شب تکرار کنید. آنها به برخورد قاطع شما نیاز دارند.
۸.  برای بعضی از کودکان خوابیدن در اتاق تاریک دشوار است، بنابراین روشن کردن چراغ خواب در اتاق کودک مفید خواهد بود.
۹.  اگر کودکتان شب ها سخت به خواب می رود و یا نیمه شب از خواب بیدار می شود به او اجازه خوابیدن در طول روز را ندهید، اینکار در ایجاد الگوی خواب منظم کودک کمک خواهد کرد.
۱۰. به خاطر داشته باشید مصرف شبانه برخی از مواد غذایی مانند چای و نوشابه، خواب کودک را کاهش می دهد.

11.  به کودکتان روش های آرام سازی ( نفس عمیق، کشش و آرام سازی عضلات بدن ) را آموزش دهید و تلاش نمایید تا قبل از خوابیدن کودک این تمرین ها را انجام دهد.
۱۲.  به کودک اجازه دهید تا زمانی که خواب آلوده و خسته نشده بیدار بماند و سپس او را به رختخواب ببرید.
 ۱۳.  از تمرین های مثبت استفاده کنید و در طول روز راه هایی را که کودک می تواند با بکارگیری آنها به خواب رود برای او بیان کنید. مثلاً کودک می تواند با فکر کردن دربارهٔ صحنه های آرام و زیبا مانند برخورد امواج دریا به ساحل، پریدن گوسفندان از روی نرده یا تکرار حروف الفبا و خواندن ترانه های کودکانه این کار را تمرین کند.
۱۴.  حتی الامکان سعی کنید نکات ایمنی را در اتاق خواب کودک رعایت کنید ( مثل پوشاندن سیم های برق، استفاده از محافظ پریز برق و دور نگهداشتن کودک از اشیاء شکستنی ). این کار به والدین کمک می کند تا با خیال راحت، کودک را در اتاقش تنها بگذارند.
۱۵.  اگر کودک در رختخواب خود نمی ماند در اتاق او حضور یابید و هنگامیکه آرام شد او را تحسین کنید. برای مثال ابتدا برایش نوار قصه بگذارید و اگر ناآرامی کرد، ضبط را خاموش کنید.
۱۶.  هنگامیکه کودک در طول شب از خواب بیدار می شود به او کمتر توجه کنید. کمتر او را در آغوش بگیرید، تماس چشمی را محدود نمائید و با او صحبت نکنید. بی تفاوتی والدین در این زمان برای خوابیدن مجدد کودک مؤثر خواهد بود.
۱۷.  داشتن یک هم اتاقی ( مثلاً خواهر یا براد و یا حتی یک عروسک ) می تواند به تنها خوابیدن کودک کمک کند و در کسب استقلال او مفید باشد. کودک را به تنها خوابیدن در اتاقش، به عنوان یک رفتار مناسب تشویق کنید.

۱۸.  کودکان ترس ها و تشویش هایی دارند که معمولاً قبل از خواب به سراغشان می آید. کودک خود را تشویق کنید در مورد مشکلش با شما صحبت کند. این کار به شما در درک بهتر مسائل، کمک خواهد کرد.
۱۹.  به خاطر داشته باشید که والدین، پدربزرگ، مادربزرگ و پرستار کودک باید در مورد چگونگی کنار آمدن با مشکلات خواب کودک با یکدیگر هماهنگ باشند.
۲۰. کودکان به علت شرایط سنی خود آسیب پذیرند و نیاز به حمایت و مراقبت بزرگترها دارند. آسیب پذیری کودکان ایجاب می کند که با وضع قوانین مناسب، حمایت و مراقبت های لازم، سلامت جسم و روان آنان را تأمین کنیم.

**************************

« اخبار مهد کودک »

•  تهیه لوازم کمک آموزشی براساس رده های سنی به طور جداگانه .

• تهیه کامپیوتر و مانیتور LCD برای برگزاری کلاس های فوق برنامۀ آموزش کامپیوتر.

• تهیه کتاب، فلش کارت و پوستر به دو زبان فارسی و انگلیسی.

• جلسه مربیان به همراه مشاور مهد کودک، سرکار خانم تفنگچی ها مورخه 20 / 09 / 91.

• برگاری مراسم جشن یلدا در تاریخ 29 / 09 / 91.

• ساخت کارت تبریک برای والدین به مناسبت جشن یلدا.

• تزئین راهروها و کلاس های مهدکودک و چسباندن عکس نوآموزان بر روی دیوار کلاس ها.

• تهیه اسباب بازی های استاندارد و ایجاد اتاق بازی برای سرگرمی بیشتر کودکان. 

خانواده های گرامی: صمیمانه از شما عزیزان خواهشمندیم پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در میان بگذارید و یا در صندوق راهروی مهدکودک بیندازید. امیدواریم که با همراهی و همدلی یکدیگر بتوانیم فردایی بهتر برای کودکانمان فراهم کنیم.

سپاس از شما که در تداوم خدمت همواره حامی این مجموعه بوده‌اید.
                                                    با آرزوی بهروزی

---------------------------------------------------------------------------------

 

آبان 1391

 

 « چند راه برای رشد اخلاقی کودک »
اخلاق در نتیجه تعامل عواملی مانند نظرهای والدین، روش های انضباطی و انتخاب ها و اختیارهای خود کودکان شکل  می گیرد.کودک از تجربه های اولیه خود برای تشخیص درست از غلط استفاده می کند 0در عین حال هنگامی که به تربیت و پرورش نیاز دارد ، والدین باید به او کمک کنند یاد بگیر د در زندگی مقررات را بپذیرد و ناکا می ها را تحمل کند.  پس  می توان گفت خانه بهترین مدرسه برای آموزش رفتارهای اخلاقی است . در « آداب تربیت » این ماه راهکارهای پرورش رشد اخلاقی کودکان را بررسی می کنیم .
1. 1- تلاش کنید الگوی نمونه بایک مثال اخلاقی قوی باشید.
والدین اولین و مهم ترین الگو  و معلم اخلاق کودکانشان هستند بنابرین مطمئن شوید به همان شیوه که از کودکانتان انتظار  دارید ، رفتار می کنید . شما اولین و مهم ترین آموزگار اخلاقی کودکانتان هستید . او با مشاهده انتخاب ها و واکنش ها و شنیدن حرف های روز مره شما ، معیارهای اخلاقی را   می آموزد. رفتارهای پدر و مادر در زندگی روز مره درس های اخلاقی مهمی به کمک می دهد .  شما خودتان با خویشاوندان ، دوستان ، همسایگان و بیگانگان چگونه رفتار می کنید؟ چه فیلم هایی تماشا و کدام کتاب ها و برنامه های تلویزیونی را انتخاب می کنید ؟ با تضادهای اخلاقی روزانه چه برخوردی دارید ؟ مثلا" در مورد تقلب فرزندتان ، دروغ دوستش و مزاحمت همسایه چه واکنشی نشان می دهید؟ به رفتارهایی توجه کنید که می خواهید فرزندانتان در مورد آنها ازشما سرمشق بگیرند . یکی از بهترین سوالهایی که در پایان هر روز می توانید از خودتان بپرسید این است :    (( اگر من تنها سرمشق فرزندم برای تشخیص درست از نادرست باشم ، او امروز چه چیزهایی یاد گرفته است ؟ »
2 -شناخت باورهای خودتان و سهیم کردن آنها با دیگران مهم است . پیش از آنکه بتوانید کودکی با اخلاق پرورش دهید ، باید در باره آنچه باور دارید ، با خودتان صادق باشید 0 مدتی کوتاه به ارزش هایتان فکر و در باره اینکه چرا این روش را دارید ، با کودکانتان صحبت کنید و نظرهایتان را با او در میان گذارید .
2. بافرزندتان در باره ارزش ها و اعتقادتان صحبت کنید . پژوهش ها نشان می دهند والدینی که فرزندان با اخلاق پرورش می دهند ، چنین رفتاری دارند . در پی  موضو عات اخلاقی باشید و آنها را مطرح کنید .  از هر منبعی که در دسترس دارید از اخبار و بر نامه های تلویزیونی گرفته تا موقیت هایی که در مدرسه ، خانه و در میان دوستان پیش می آید، استفاده کنید و به فرزندانتان بگویید چه احساسی در باره این موارد دارید و چرا مثلاً می توانید وضعیتی را شرح دهید و بگویید « اگر من در این وضعیت بودم به این علت این حرف را می زدم » اگر تو جای او بودی ، چه گفتی ؟ به نظر تو رفتار آن شخص درست بود ؟ چرا ؟
3. از لحظه های آموختن به خوبی بهره بگیرید . بهترین   لحظه های آموزش، معمولاً غیر منتظره و اتفاقی رخ می دهند و از پیش برنامه ریزی نشده اند. هرگاه بحث موضوع های اخلاقی به میان آمد، از فرصت استفاده کنید.
4. رابطه صمیمانه و محترمانه با فرزندان خود برقرار کنید .
پژو هش ها نشان می دهند کودان بیشتر از همه تحت تاثیر اشخاصی قرار می گیرند که بیشترین علاقه و احترام را برایشان قائل باشند.یکی از مطمئن ترین راهها برای تقویت اخلاق در فرزندتان ، برقراری رابطه صمیمانه و پر مهر با او است . کلید موفقیت آن است که توجه کنید این رایطه از دوسو محترمانه باشد ، یعنی هم شما با محبت و احترام با فرزندتان رفتار کنید و هم او در مقابل به همین شیوه با شما رفتار کند .
6- رعایت اعتدال ضامن سلامت روانی کودک است . دوست داشتن افراطی و بر اوردن نیازها ، صرف نظر از خواسته ها و نیازها ی کودک ، او را لوس می کند . این مسئله باعث می شود کودکان در اولین مراحل رشد اخلاقی بر اساس فرد گرایی خود خواهانه مغرور شوند . ازسوی دیگر ، محدودیت زیاد کودک را دچار احساس کم ارزشی و خویشتن دار نبودن می کند .
7- توقع رفتارهای اخلاقی داشته باشید . در این دزمینه نتیجه مطالعات روشن بوده است والدین کودکانی که رفتارهای اخلاقی دارند از آنها انتظار داشته اند چنین عمل کنند .
8- به آثار رفتارهای او واکنش نشان دهید . محققان می گویند یکی از بهترین تمرینهای سازنده اخلاق ، اشاره به اثر رفتار کودک بر شخص دیگر است ، انجام این کار باعث افزایش رشد اخلاقی کودک می شود .
9- رفتارهای اخلاقی کودک  را تقویت کنید و به آنها پاداش دهید .
بلافاصله پس از مشاهده رفتار مطلوب به کودک پاداش دهید واوتحسین کنید. به فرزندتان توضیح دهید . چرا رفتارشان خوب بوده و برای آن ارزش قائلید.
10- هر روز اصول اخلاقی را الویت بندی کنید . کودکان با خواندن اصول اخلاقی در متن کتاب ها یاد نمی گیرند چگونه افرادی بااخلاق  بشوند ، بلکه با انجام کارهای خوب آنها را می آموزند  اصول اخلاقی باید به زندگی روزمره کودکان وارد شود تا آنها را برای خودشان درونی کنند .این اتفاق فقط زمانی می افتد که والدین دائم بر اهمیت فضلیت ها تاکید و بچه ها رفتارهای اخلا قی را تمرین کنند.
                                                    دکتر میترا حکیم شوشتری
فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان
عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران
 
 
 چه کسانی در مواجهه با کیف پول ،آن را بر می دارند ؟
در کوچه ای قدم می زنید ، ناگهان جلوی پای خود کیف دستی بزرگی می بینید . به اطراف نگاه می کنید . بلکه صاحب آن در همان حوالی باشد ، اما هیچکس دیده نمی شود . کوچه کاملا" خلوت است ، با خود می گویید کیف را باز کنم شاید اطلاعاتی از صاحب آن در همان حوالی باشد ، اما هیچکس دیده نمی شود . کوچه کاملا" خلوت است با خود می گویید کیف را باز کنم شاید اطلاعاتی از صاحب کیف در آن باشد . کیف را باز کنید پر است از بسته های دلار و یورو و کیسه هایی که از سکه های طلاست . 500هزار دلار 2.. هزار یورو و حدود 3.. سکه طلا ، اما هیچ اطلاعاتی از صاحب کیف وجود ندارد . هنوز هیچ کس دیگر در کوچه دیده نمی شود . با خود می گویید صاحب کیف چه  کسی می تواند باشد ؟ مطمئنا یک فرد درمانده و نیازمند نیست . کدام فرد نیازمندی است که در کیف دستی خود نزدیک به 2 میلیارد تو مان داشته باشد ؟ حتما" آنقدر پول دارد که حتی زحمت جستجو برای کیف گمشده را هم به خود نمی دهد . سپس به وضع خود فکر می کنید ، ماهی 600هزار تو مان حقوق ، 300هزار تو مان اجاره ، مخارج بچه ها ، دانشگاه آزادتان که به علت نداشتن هزینه آن را دنبال نکردید ، اتو مبیلی که هیچ وقت نتوانستید بخرید و ...وسو سه ها آغاز می شود . وسوسه ها آغاز می شود : (( اگر کمی از این پول ها را بردارم خیلی از مشکلاتم حل می شود ، به جایی هم نمی خورد یک مقدارش هم را به چند نفر از افراد نیازمند می دهم . اگر با با برداشتن مقداری پول گناهی کرده باشم ، با ثواب بخشیدن قمتی از آن نیازمند سر به سر می شود .)) سپس فکر دیگری به ذهنتان می رسد : (( نکند اصلا" این کیف پول را مخصوصا" در این نقطه خلوت رها کده اند تا فرد نیازمندی آن را پیدا کند و بردارد ! ))((چه کسی مستحق تر از من پیدا می شود که عمری رابا درستکاری گذرانده ام و صورتم را با سیلیسرخ کردهام حتما این کیف پول پاداش آن درستکاری هست .)) نگاهی به اطراف می اندازید . هیچ کس نیست ! دست می برید در کیف را ببندید و آن رابر دارید. که ناگهان ندای وجدان به سراغ تان می آید : ((مرد حسابی ، اگردر اطراف تو عابری نیست که موضوع را ببین ، آیا خدا ناظر بر اعمال تو نیست ؟ )) دستان شل می شود ، کیف از دستتان می افتد ، اما فکر دیگری به ذهنتان می رسد : (( اصلا خدا این کیف را سر راه من قرار داده است تا مشکلا تم را با آن حل کنم ما شما را با اندیشهایتان و با آن کیف تنها می گذاریم تا ببینیم چه می کنید و اکنون به این موضوع می پردازیم که چه کسی کیف را به چه منظوری بر می دارد وچه کسی اصلا به این کیف نزدیک نمی شود و آن را بر نمی دارد .
مرکز ثقل وجدان شما کجاست ؟
کسی که از نظر وجدانی در مرحله احساس شرم است اگر فکر کند دیگران متوجه نمی شوند کیف او را برداشته ، این کار را انجام می دهد زیرا مرکز ثقلذ وجدان او بیرون ذهنش است و دیگران از عمل او آگاه نابشند ، او هم احساس شرمساری نمی کند اما در کسی که مرکز ثقل وجدان در ذهن او جای دارد که کیف را برداردزیرا به او احساس گناه شکل گرفته است ، این امکان وجود ندارد که کیف را بردارد زیرا او احساس گناه دست می دهد که شرم بسی قوتر است . بر حسب اینکه افراد ر مواجهه با کیف پول و طلایی که وصف شد ، چه رفتاری نشان دهند می توان مراحل رشد اخلاقی آنها را حدس زد .
کودکان تا 6 سالگی فقط کارهایی را که باعث تنبیه شود ، بد می دانندو هر چه بزرگسالان منع نکنند ، مجاز می شمارند .
مراحل رشد اخلاقی در کودکان
در نخستین مرحله رشد اخلاقی که نام سو گیری اطاعت و تنبیه به آن داده اند ، کودکان تا 6 سا لگی کارهایی را باعث تنبیه می شود ، بد می دانند هرچه بزرگسالان و تنبیه نکنند ، مجاز قضاوت اخلاقی آنها بر پایه نتایج است  نه بر پایه نیات . مثلا" در پاسخ به این پرسش که پسری در غیاب مادر ظرف شیرینی را که دور از دسترس در بالای کمد قرار داشته برداشته اما ظرف افتاده و پسر دیگری حین کمک به مادر برای شتشوی ظرف ها باعث شکسته شدن  5 ظرف شده، وکدام یک کار بدی کرده اند  و کودک تا 6سال پاسخ می دهد دومی کار بدی کرده زیرا باعث شکستن 5 ظرف شده و مادر حتما" او را تنبیه کرده است. حدود 6 سا لگی ، کیفی در رشد به وجود می اید و کودکان به نیات هم توجه می کنند امااین کار را با توجه به منافع خود انجام می دهند آنها متوجه می شوند بیش از یک جنبه در هر موضوع وجود دارد اما این کار را  به روشی مصلحت جویانه انجام می دهند .مثلا" در مورد معمای کیف پر از پول ، کودکان 6 تا 8 ساله عموما این طور پاسخ می دهند 0 که فرداگر یابنده کیف نیاز مالی ندارد ، بهتر است بکوشد کیف را به صاحب آن برگرداند اما اگر خود او نیاز به پول دارد ، می تواند آن را بردارد . پاسخ کودکان مرحله اول به این پرسش این است که فرد یابنده نباید کیف را بردارد زیرا تنبیه می شود . در مرحله سوم رشد اخلاقی، رفتارها بر مبنای نیا تعریف می شود و نوجوان که اکنون حدود 10 تا 12 سال دارد ، تصویری از رفتارخوب و رفتار بد را بر پایه کلیشه های اجتماعی در ذهن دارند ، بنا بر این چنین پاسخ می دهد : او نباید محتویات کیف را بردارد بلکه باید سعی کند صاحب آن را بیابد و ضروری است در آن کوچه به همه خانه ها سر بزند و سوال کند و اگر به این ترتیب اور ا نیافت ، باید در روزنامه اگهی بدهد . تا صاحب کیف پیدا شود .)) از حدود 14 ساگی ، نوجوان وارد مرحله چهارم رشد اخلاقی می شود که در آن نظم اجتماعی و قانونی که نباید نقض شود ، مسلط است . در این مرحله نوجوان می گوید : )) فرد باید یافتن کیف را به مقامات مسوول ( از جمله کلانتری  اطلاع دهد و صورتجلسه را نیز حتما" امضا کند تا مبادا حقی از کسی ضایع شود ، اما شخصا نباید به جستجوی صاحب کیف برود و این موضوع که صاحب کیف چه نوع فردی است هیچ تاثیری در قضاوت او نمی تواند داشته  .)) البته رشد اخلاقی مراحل دیگری هم دارد اما در مورد یافتن کیف پر پول دیدگاه مراحل بعدی با مرحله چهارم تفاوتی کلی ندارد ، مگر اینکه مساله مرگ و زندگی در کار باشد . موضوع مهم آن است که همه افراد، همه مراحل رشد اخلاقی را پشت سر نمی گذارند و بر حسب وضعیت سرشتی و آموزش دینی و اخلاقی ممکن است به مراحل بالا برسند یا حتی در همان مرحله اول متوقف شوند و به همین دلیل  است که در بزر گسالان دیدگاهها و رفتارهای متاوت در باره یافتن کیف پر پول وجود دارد 0                  
معرفی کتاب : چگونه با فرزندان مشاجره نکنیم
ما یکل وب : نیکو لاس
ترجمه : نغمه میزانیان ، سمیرا عطا پور
در مهد چه خبر
مورخ 24/8/91 اعزام بچه های مهد کودک به مناسبت بزرگداشت هفته کتاب خوانی و آشنایی با محیط کتابخانه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی
عکاسی آرشا م
روز 9/8/91 کرفتن عکس پاییزی توسط خانم حسینی با نونهالان مقطع شیر خوار ، پیش دبستان
خانواده های گرامی : صمیمانه از شما تشکر می کنیم امیدواریم با همراهی و همدلی یگدیگر بتوانیم فردایی بهتر برای کودکانمان فراهم کنیم .
سپاس از شما که در تدوام خدمت همواره حامی این مجموعه بوده اید .
---------------------------------------------------------------------------------

مهر 1391

 
بهبود کیفیت آموزش و پرورش کودکان
 ارتباط وا لدین و مربیان : ارتباط خانواده و مهد کودک از زمانی آغاز می شود که به دلایلی مادر معمولاً بر خلاف میل خود ، کودک را از بغل خود به دستها یا آغوش فرد دیگری برای نگهداری می دهد. این عمل ممکن است برای چند ساعت و یا یک روز باشد و یا اینکه مادر مجبور باشد همه روزه این کار را تکرار کند . این عمل به هر دلیلی باشد مثل برگشت مادر به کار یا شغل مورد نظر و یا اینکه اینکار  مورد نظر و به دلایل دیگر صورت بگیرد، مادر همیشه در این فکر است که کودک او در جایی باشد که محبت، نگهداری و امنیت لازم به او داده شده واحتیاجات او بر آورده شود . این یک اصل بسیار مهم است که والدین به خصوص مادر بتواند این اطمینان خاطر را پیدا کند. به غیر از آن در هنگام بودن کودک در مهد کودک همیشه وجود یک ارتباط دو طرفه بین مهد و والدین امری ضروری است . این واضح است که محیط خانه به نسبت  محیط مهد کودک تاثیرات عمیق تری بر روی رفتار کودک می گذارد. محیط خانه، خانواده و از همه مهمتر مادر از جمله این عوامل تاثیر گذار هستند .
در هنگامی که کودک به مهد می رود به منظور کاهش اضطراب ها، و ناراحتی های ترک محیط خانه و مادر وجود ارتباط مناسب و صحیح بین مهد و مادر و پدر ناراحتی های کودک را کاهش داده و محیط مناسب برای یاد گیری بهتر کودک را فراهم می کند . از طرف مهد و مربیان نیز برقراری ارتباط مناسب با والدین می تواند کمک بسیاری در خصوص حل مشکلات کودک در مهد داشته با شد .

با تشکر
مدیریت مهد کودک

******************************

تقلید در کودکان
یکی از عوامل موثر در رشد ذهنی و تکنولوژیکی انسان، توانایی او در تقلید از دیگران است. زیرا تقلید راه موثری برای یادگیری اعمال جدید است. درمورد تقلید کودکان سوالی که مطرح می‌شود آن است که چرا اصولاً کودکان تقلید می‌کنند؟ نظریه پردازان معاصر می‌گویند که تقلید پدیده‌ای است همگانی و مربوط به  توانایی است که در ذات نوع بشر است. در حقیقت تقلید کودک مثل شناکردن ماهی و پرواز پرندگان است که هر دو نمایانگر توانایی‌های اولیه‌ای است که در

مراحل اولیه رشد ظاهر می‌شود.
تقلید دو خصوصیت مهم دارد اول آن که باید تکرار رفتاری باشد که سرمشق (والدین) انجام داده است. دوم این که باید انتخابی باشد، یعنی پاسخی که ما به تقلید می‌گوییم باید در برابر صرفاً یکی از رفتارهای سرمشق باشد نه در برابر تعداد زیادی از شرایط مختلف انگیزشی. اگرچه بسیاری از روانشناسان گفته‌اند که نوزادان یا کودکان یک ماهه از حرکات صورت بزرگسالان مانند بازکردن دهان، تقلید می‌کنند ولی هنوز هم بر سر انتخابی بودن این تقلید توافق نیست. کودک در 7 یا 8 ماهگی می‌تواند تقلید انتخابی کند و در طی سال‌های بعد تعداد آن بیشتر و پیچیده‌تر می‌شود.
کودکان 1 ساله از حرکات و صداهای جدید و نیز رفتارهایی که می‌بینند و می‌شنوند تقلید می‌کند، هر چند به احتمال زیاد از رفتارهایی تقلید می‌کنند که از عهده انجام آن بر می‌آیند (مثل حرکت دادن دست ها). تقلید بین 1 تا 3 سالگی بیشتر می‌شود. در این دوره کودک علاوه بر اطرافیان خود از سرمشق‌ها و شخصیت های کارتونی نیز تقلید می‌نماید. اما باید اضافه نمود عواملی که منجر به تقلید در کودکان می‌شوند از سنی به سن دیگر متفاوت هستند.
عوامل موثر در تقلید کودکان:
تأثیرات عدم اطمینان: یکی از عوامل که در دو سال اول زندگی کودک در حال تقلید دخالت دارد درجه عدم اطمینان کودک از تواناهای هایش در انجام کارهایی است که شاهد آن بوده است. برای مثال: مادری که با گوشی تلفن صحبت می‌کند توجه کودک 15 ماهه خود را به راحتی جلب می‌کند این در حالی است که این کار برای کودکان 6 و 36ماهه اصلاً جالب نیست. تقلید به منظور پیشبرد کنش‌های متقابل اجتماعی: هنگامی‌که کودکی از والدینش تقلید می‌کند، والدین به او لبخند می‌زنند و متقابلاً از او تقلید می‌کنند. واکنش نشان دادن پدر یا مادر رفتار تقلیدی کودک را افزایش می‌دهد و در نتیجه گرایش کودک به تقلید کردن را افزایش می‌دهد. کودکان بیشتر مایلند از عملی تقلید کنند که مورد تیید همه است، مانند غذا خوردن با قاشق.
تقلید به منظور شبیه شدن به دیگران: همین که کودک وارد سومین سال زندگی اش می‌شود به تقلید از اعمال خاصی در اشخاص معین مبادرت می‌ورزد. کودکان 2 ساله می‌دانند که با برخی از افراد شباهت دارند و به گروه خاصی تعلق دارند. برای مثال یک پسر بچه

2 ساله می‌داند که شبیه پدرش است و تشخیص می‌دهد که موهای هر دوی آن ها کوتاه است یا هر دو آنان شلوار می‌پوشند. به همین خاطر بیشتر از هم جنسان خود تقلید می‌کند تا در رده مردان جا بیفتند. این امر برای دختران نیز صادق است.
برانگیختگی عاطفی: کودکان از والدینشان بیشتر از سایر بزرگسالان تقلید می‌کنند. یکی از دلایل آن شاید این باشد که والدین مرجع ثابت تری برای برانگیختن عواطف خوشایند و ناخوشایند در کودکان هستند. به عبارت دیگر افرادی که می‌توانند کودک را شاد یا احساس ترس و خشم را در آنان ایجاد نماید بیشتر مورد توجه کودکان قرار می‌گیرند.
تقلید در بازی ها: برای مثال اگر دو کودک 2 ساله با هم بازی کنند، و یکی از آنها فعال تر و دیگری ساکت تر باشند، کودکی که ساکت تر است از کودک فعال تقلید می‌کند. مثلاً اگر او از روی میز بپرد کودک ساکت تر نیز بعد از چند دقیقه روی میز خواهد پرید.
تقلید برای دستیابی به هدف: تقلید ممکن است کوشش خودآگاهی برای کسب لذت، قدرت، اشیا و یا هر هدف دیگری باشد. یک کودک سه ساله از رفتار آزاردهنده کودک دیگر تقلید می‌کند، زیرا دیده است که چگونه این کودک با پرخاشگری توانسته اسباب بازی را از دست کودکان دیگر بگیرد. این گونه تقلید معمولاً بعد از سال دوم زندگی دیده می‌شود. بدین ترتیب می‌توان گفت که کودکان (به تقلید از رفتار دیگری ترغیب می‌شوند زیرا در فکر هدفی هستند که می‌خواهند با تقلید به آن دست یابند). از آنچه گفته می‌شود نتیجه گرفت که کودک تقلید می‌کند زیرا از توانایی در انجام عملی نامطمئن است، تقویت اجتماعی می‌شود، تمایل شبیه بودن به دیگران را دارد، یا تمایل به رسیدن به هدفهای خاصی دارد.
مراحل شکل گیری تقلید:
1-  مرحله اول آمادگی بازتاب ها: برای این که کودک بتواند تقلید کند نیاز به تجربه دارد. بسیاری از متخصصان بر این باورند که تقلید موروثی است. در این مرحله تقلیدهای کودک بسیار جزئی و به شکل بازتابی از رفتار دیگران است. برای مثال با صدای گریه کودک، کودک دیگر نیز شروع به گریه می‌کند بدون آنکه عامل خارجی یا محرکی برای گریه کودک دوم داشته باشد.
2-  مرحله دوم تقلیدهای پراکنده: در مرحله دوم الگوهای بازتاب، تقلیدهای کودک به دلیل آن که کودک تجربه بیشتری را کسب کرده است، گسترده‌تر می‌شود، برای مثال وقتی کودکی گریه می‌کند، اگر اطرافیان صدای ناله او را تقلید کنند، کودک گریه را قطع می‌کند و شروع به ناله کردن می‌کند. این رفتار بعد از 1 ماهگی در کودکان

دیده ی‌شود و سعی دارند که از صداها و آواهای دیگران تقلید کنند.
 3- مرحله سوم تقلید نظامدار: در این مرحله کودک آواهایی را تقلید می‌کند که به آواسازی خودش شباهت دارد. در حدود سن 4 ماه و نیم که هماهنگی میان "دیدن و گرفتن" برقرار می‌شود کودک این گونه تقلیدها را انجام می‌دهد. برای مثال یک کودک 7 ماهه سعی دارد آواهایی را بیان دارد. این اصوات و آواها تقلیدی نیستند بلکه خود کودک آنها را خلق وبیان می‌دارد. مثلاً آواهای مام مام، بو، بو و ...

 

*********************************
 

« اخبار مهد کودک »

• بازدید از سازمان آتش نشانی و آشنایی  به مناسبت روز آتش نشانی و ایمنی، در تاریخ 10 / 07 / 91 .

• برگزاری مراسم روز پلیس در مهدکودک به همراه ماموران نیروی انتظامی  در تاریخ 13 / 07 / 91 .

• مراسم جشن روز جهانی کودک به همراه خانواده های محترم در تاریخ  16 / 07 / 91 .

• برگزاری کلاس های آموزشی در خصوص مراحل رشد کودک توسط سرکارخانم تفنگچیان، مشاور خانواده از مرکز پژوهش کودکان دنیا، برای مربیان و خانواده های محترم در تاریخ های 17 / 07 / 91  و 24  / 07 / 91 .

• بازدید از برج میلاد در جشنواره کودک، شهر و هنر به مناسبت روز جهانی کودک ، در تاریخ 19 / 07 / 91 .

• برگزاری جشن تولد و همراهی عمو موسیقی

• تهیه لوازم التحریر

خانواده های گرامی: صمیمانه ا شما عزیزان خواهشمندیم پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در میان بگذارید و یا در صندوق راهروی مهدکودک بیندازید. امیدواریم که با همراهی و همدلی یکدیگر بتوانیم فردایی بهتر برای کودکانمان فراهم کنیم.
سپاس از شما که در تداوم خدمت همواره حامی این مجموعه بوده‌اید.

 

 

 

---------------------------------------------------------------------------------

شهریور 1391   

 

 

 

« سخنی با بزرگترها »

کودکان امانتی هستند از جانب خداوند که به دست والدین، مردم جامعه و دولت سپرده  شدند و از طرفی تربیت حق آنان است و تا زمانی که خودشان مسئولیت اعمال، گفتار و رفتار خود را مطابق تکلیفی که از جانب خداوند از سن خاصی به عهده آنها گذاشته شده به عهده نگرفته اند، اولویت جهت دهی مثبت تربیتی به عهده والدین و آن گاه به عهده جامعه است.  حق تربیت برای کودک امری مسلم و ادای آن توسط والدین وظیفه است و مردم و اجتماع در سازندگی آن مسئولیت دارند. به همین منظور خدای منان را که توفیق نشر چنین مجموعه ای را به ما عطا فرمود سپاسگذاریم،  تا هر ماه با ارائه مطالب مفید و کاربردی پیرامون دنیای شگفت انگیز کودکان رهنمودهای تربیتی واصولی گامی دیگر در رشد و تعالی کودکان سرزمینمان برداریم و این ممکن نخواهد شد مگر آن که دست به دست هم دهیم.
                
                                     

  « باتشکر مدیریت مهد کودک »

**************************

ترس کودکان
همه کودکان در چند مقطع سنی در زندگیشان دچار ترس و وحشت می شوند و این معمولاً یک بخش طبیعی از رشد آنها محسوب می گردد. این ترس ها در صورتی غیر طبیعی هستند که به صورت دائمی و به مدت طولانی در کودک باقی بمانند یا ذهن کودک را به طور کامل اشغال کنند، که این ترس در تمام فعالیت های عادی آنها مداخله داشته و تأثیر می گذارد و اگر کودک نتواند از آن رهایی یابد مبتلا به بیماری تشویش که همان ترس بی مورد و بی اساس است می گردد.
آیا ترس بی اساس به سن و سطح رشدی کودک بستگی دارد؟!
برای مثال در یک کودک 2 ساله ترس از نشستن روی لگن دستشویی، طبیعی است ولی در یک کودک 6 ساله همان ترس

کاملاً غیرعادی و بی اساس است.
کودکان نوپا معمولاً از تنهایی (جدا شدن از پدر یا مادر)، اصوات آزار دهنده، زمین خوردن، حیوانات و حشرات، استفاده از لگن توالت، حمام کردن و تاریکی هنگام خواب  می ترسند. ترس در میان کودکان پیش دبستانی شامل ترس از حیوانات و حشرات، غول ها و ارواح، گم شدن، طلاق، از دست دادن پدر یا مادر، و تاریکی هنگام خواب می باشد. کودکانی که تازه به مهدکودک می روند از چیزهایی مانند تنهایی، بعضی صداها، زمین خوردن، ورود به مکان جدید و تاریکی هنگام خواب [در بچه های کوچک تر] و وازدگی های اجتماعی و ترس از دزد [در بچه های بزرگ تر] می ترسند.
این قبیل ترس ها در کودکان در تمام گروه های سنی، در بعضی از دوران های زندگیشان ممکن است افزایش یابد: تولد یک فرزند جدید در خانواده، نقل مکان از خانه ای به خانه دیگر، طلاق و غیره. حتی بعضی اوقات بعد از وقوع یک اتفاق تحریک کننده، ترس در کودکان تقویت می گردد مثلاً افتادن در آب، سوختن بر اثر تماس با یک شیء داغ یا فرار کردن از یک سگ. بعضی کودکان نسبت به کودکان دیگر بیشتر می ترسند و این بستگی به روحیات و خلق و خوی آنها دارد. والدینی که همیشه نگران هستند و در تشویش به سر می برند یا زود در مقابل هرچیز عکس العمل نشان می دهند، فرزندانشان اغلب دارای همان روحیات هستند و همیشه در ترس و واهمه قرار دارند.
چگونگی برخورد با ترس در کودکان:
• هرگز احساسات و ترس در کودک را بی ارزش نشمارید و هیچ گاه به خاطر ترسیدنش او را تحقیر نکنید و بدانید که بی توجهی به چیزهایی که او را می ترساند کمکی به حل مشکل نمی کند.
• از او بخواهید علت ترسش را بگوید و درباره آن با او صحبت کنید، این راه در صورتی که ترس کودک ناشی از وقوع یک اتفاق تحریک کننده باشد، بسیار مفید است.
• بیش از حد لزوم از او مواظبت نکنید و اجازه بدهید او خودش از چیزهایی که می ترسد دوری کند و کودک را هیچ وقت به انجام دادن کارهایی که از آن واهمه دارد وادار نکنید.
• بیش از حد عکس العمل نشان ندهید زیرا توجه زیاد شما باعث تقویت ترس در کودک می شود.
• به کودک دلداری دهید تا یاد بگیرد بر ترسش مسلط گردد. برای مثال اگر او از رفتن به مهدکودک می ترسد، باید با او همدردی کنید و برایش توضیح دهید. به عنوان مثال بگویید «من می دانم که از رفتن به مهدکودک هراس داری و شاید از این که دوستان جدیدی پیدا می کنی نگران هستی؛ ولی من فکر می کنم در آن لحظه احساس خیلی بهتری خواهی داشت». با او در مورد چیزهایی که او را می ترساند گفت وگو کنید.  او را تشویق کنید که به مهدکودک برود. راه حل مفید دیگر این است که شما برایش نقش بازی کنید که چه طور با مردم روبه رو شود و خودش را معرفی کند.
• یادش بیاورید که قبلاً هم در یک زمانی از چیزی می ترسیده و بعد از مدتی ترسش ریخته و دیگر از آن نمی ترسد.
• به او قوت قلب بدهید و به او کمک کنید تا با ترس روبه رو شود. در ضمن در یک دوره طولانی، صلاح نیست دائم به او یاد بدهید که از هر چیزی که می ترسد دوری کند.

سرانجام اگر ترس تبدیل به یک بیماری شود و به هیچ طریقی نتوان ترس را از بین برد مخصوصاً اگر در رشد و فعالیت های روزمره کودک تأثیر بگذارد، می بایست جهت درمان به یک مشاور کودک مراجعه کنید.

**************************

« اخبار مهد کودک »

• جلسه مربیان با مدیریت مجموعه در رابطه با هماهنگی برنامه آموزشی دوره جدید از جمله تقویم اجرایی و روزنگارها و غیره در تاریخ 5/6/91 .
•   اجرای برنامه شهرداری در تاریخ 14/6/91 .

• اردوی سینما، فیلم کلاه قرمزی و بچه ننه در تاریخ 15/6/91 .

•  تهیه تلوزیون LCD ،42 اینچ برای سالن غذا خوری در تاریخ 17/6/91 .

• جابه جایی کلاس ها و رده بندی سنی کودکان در تاریخ  24/6/91 .

• تهیه فلش کارتهای مهارت های زندگی و CD های آموزشی .

• برگزاری جشن تولد و همراهی عمو موسیقی در تاریخ

• تیهه ضبط و دستگاه DVD برای طبقه بالا در تاریخ 28/6/91 .

 

خانواده های گرامی: صمیمانه از شما عزیزان خواهشمندیم پیشنهادات و انتقاات خود را با ما در میان بگذارید و یا در صندوق راهروی مهدکودک بیندازید. امیدواریم که با همراهی و همدلی یکدیگر بتوانیم فردایی بهتر برای کودکانمان فراهم کنیم.
سپاس از شما که در تداوم خدمت همواره حامی این مجموعه بوده‌اید.

 

 

---------------------------------------------------------------------------------

مرداد 1391

 

 « سخنی با والدین »

یکی از دغدغه های ذهنی والدین امروز تغذیه و رشد جسمی فرزندانشان است. بالا رفتن سطح آگاهی خانواده ها از نحوه تغذیه صحیح، سطح حساسیت آنها را بالاتر برده است.
آیا شما از آن دسته والدین هستید که از مربی می خواهید حواسش به غذا خوردن کودکتان باشد یا به زور به او غذا بدهد؟ آیا فکر    می کنید که کودکتان نمی داند که گرسنه است و یا وقتی سرگرم بازی می شود گرسنگی اش را فراموش می کند؟ روانشناسان اثبات کرده ند که کودک از بدو تولد، حس گرسنگی را می شناسد و آن را با گریه کردن به مادرش اعلام می کند. پس چگونه ممکن است کودک 3 یا 5 ساله این حس را نداند و یا فراموش کند؟! علت واقعی آن است که ما از همان نخستین روزهای زندگی فرزندمان قبل از این که کودک این احساس را بیان کند، این نیاز را برایش برآورده کرده ایم. یعنی قبل از اینکه کودک گریه کند شیر را در دهان او می گذاریم. این کار باعث می شود به مرور کودک از بیان این حس امتناع ورزد و پاسخ به این نیاز را به مادر واگذار کند و به مرور زمان دیگر قادر به جدا کردن احساسات جسمی مانند سیری و گرسنگی از هیجانات خشم و احساس ناکامی و خستگی خود نمی باشد یعنی کودک احساس ناراحتی می کند و نمیداند که گرسنه است.  والدین گرامی این آگاهی را داشته باشیم که رشد کودک فقط رشد جسمی نیست. کودک ما از همان بدو تولد نیاز به رشد شناختی، کلامی، عاطفی و اجتماعی دارد. اگر می خواهید کودک شما بد غذا نباشد و رشد کامل داشته باشد او را در غذا خوردن آزاد بگذارید. یادمان باشد که افراط و تفریط در هر کاری ما را از رسیدن به نتیجه کامل دور می کند.
                                                   

 « مدیریت مهد کودک »

**************************

« اهمیت نقاشی درپرورش خلاقیت کودکان »
اگر اندکی در دنیای اطراف خود دقت کنید متوجه می شوید توانگرترین مردم کسانی هستند که می توانند چیزهای تازه به وجود آورند آنها مفاهیم تازه ای را خلق می کنند و می توانند برای مشکلات بزرگ ، ازهیچ، راه حل بسازند. آنان در حداقل زمان، حداکثر کار را انجام می دهند و از بقیه ی مردم خوشحال ترند زیرا زیر بار مشکلات کمر ر خم نمی کنند. آنان کسانی هستند که باعث شده اند زندگی برای خودشان و دیگران آسانتر شود. فرق این افراد در این است که آنها ذهن خلاق خود را پرورش داده اند و همواره سعی کرده اند مقلد و پیرو نباشند .روند رسیدن به چنین زمینه ای از کودکی آغاز می گردد .
نقاشی‌های‌کودکان چه می‌گویند؟ یک آسمان بنفش با گل‌هایی که در آسمان پرواز می‌کنند. درختانی با برگ‌های قرمز و یک خانه با دودکش. جاده‌ای که توی آن یک ماشین حرکت می‌کند و بچه‌ها و مامان و بابا که دست هم را گرفته‌اند و موهایشان سیخ سیخی شده است. این نقاشی زیبا‌ست. ماد به او می‌گوید: چرا آسمان بنفش است؟چرا گل‌ها توی آسمان هستند؟ چرا موهای ما سیخ سیخی است انگار ترسیده‌ایم. کودک می‌گوید دلم می‌خواهد. دوست ندارم عوضش کنم. مادر نمی‌داند که هر چیزی که کودک می‌کشد ریشه در تفکرات و دنیای تخیلی او و واقعیات پیرامونش دارد.
روانشناسان کودک تحلیل‌های زیادی از نقاشی آنان می‌کنند و می‌توانند به زوایای پنهان روحیات کودکان و مشکلاتی که هرگز به زبان نمی‌آورند پی ببرند. اعضای یک خانواده هماهنگ، در نقاشی‌های کودکان، همیشه با هم و دست در دست هم نشان داده می‌شوند.
کودک، در نقاشی خانواده، تصویر خود را نزدیک شخصی نقاشی می‌کند که بیشتر دوست دارد؛ ولی اگر کودکی فکر کند که مثلا خواهرش بیش از او مورد توجه پدر و مادر است، در نقاشی خود خواهرش را بین پدر و مادر و خود را دورتر از آنها قرار می‌دهد. در بعضی از نقاشی‌ها تعدادی از افراد خانواده ‌داخل خانه و تعدادی دیگر‌خارج از خانه نمایش داده می‌شوند. این‌گونه نقاشی‌ها یا منعکس‌کننده غیبت واقعی شخص است که در خارج از خانه ترسیم شده‌اند ‌یا کمبود جذابیت عاطفی کودک را نسبت به او می‌نمایاند. هنگامی که در نقاشی خانواده، یکی از اعضای خانواده وجود ندارد، می‌توان نتیجه گرفت که کودک آگاهانه یا ناخودآگاه آرزوی نبودن آن شخص را دارد. این پدیده بیشتر در نقاشی‌های کودکانی دیده می‌شود که با گذشت چند سال هنوز تولد خواهر یا برادر کوچک‌تر از خود را نپذیرفته‌اند. نقاشی بزرگی که همه صفحه را بگیرد نشانه اعتماد به نفس کودک است، اما کودکی که نقاشی ریز و کوچکی در یک گوشه صفحه می‌کشد و بقیه را سفید می‌گذارد اغلب از اعتماد به نفس کمی برخوردار است. استفاده از خطوط شکسته و لرزان نیز همین حالت را نشان می‌دهد. در بیشتر نقاشی‌هایی که کودکان ترسیم می‌کنند، همیشه یک شخصیت اصلی وجود دارد که کودک بیشترین بار احساسی خود را چه به صورت عشق و ستایش و چه به صورت ترس و دلهره‌ روی او مستقر می‌کند. این شخصیت اصلی غالباً  قبل از دیگران ترسیم می‌شود، زیرا او اولین شخصی است که کودک به او فکر می‌کند. این شخصیت اصلی، همیشه در اندازه‌ای بزرگ‌تر از دیگر اشخاص و با جزئیاتی بیشتر و کامل‌تر ترسیم می‌شود. نقاشی به ما کمک می‌کند تا به دنیای درون و روح کودک پی ببریم، بدانیم چه نیازهایی دارد، آیا کودکی ناسازگار است؟ در بزرگسالی می‌خواهد چه کاره شود ؟ و...

نمادگرایی در نقاشی کودک: برخلاف تصور رایج، نقاشی کودکان پر از نمادهای زندگی اوست. روانشناسان معتقدند خورشید نماد والدین او است. خورشید در نقاشی کودک همچنین نشانه امنیت، خوشحالی، گرما، قدرت و به معنی پدر است. وقتی رابطه کودک و پدر خوب است کودک خورشید را در حال درخشیدن می‌کشد و وقتی رابطه آن دو
کوچه تنگ و بسته کمبودهای عاطفی را القا می کند،  افراد پویا و خیال پرور بیشتر به ترسیم امواج دریا یا پرندگان می پردازد.
 بچه ها در سنین پیش دبستانی درخت را بلند ترسیم می کنند ولی پس از این سن بلند بودن درخت نشانگر بیماری عصبی یا آرزوی بازگشت به دنیای دوران کودکی پیش از مدرسه است. تنه درخت اگر کوتاه کشیده شود نشانگر جاه طلبی و بلند پروازی کودک است. تنه درخت اگر کج کشیده شود نشانگر عدم ثبات کودک است. برگهای زیاد بیانگر شخصیت در خود فرو رفته کودکی است که آمادگی تغییر و تحول ندارد. درختی که شاخه های فراوان دارد نمایانگر حساسیت شدید کودکی است که مسائل را به سادگی می فهمد و قادر به ارتباط با دیگران است و در عین حال به راحتی می تواند خود را با محیط سازگار کند. برای این ‌که نقاشی‌های کودکتان به شما کمک کند که به اسرار درون او واقف شوید نباید بالای سر او بنشینید و به او مداد رنگی به میل خودتان بدهید. او در نقاشی کردن باید آزادی کامل داشته باشد. در پایان نقاشی از کودک بخواهید که در مورد تصاویر کشیده شده برای شما حرف بزند.
چگونه نقاشی کودکان را تفسیر کنیم؟ بچه‌ها معمولاً در یک سالگی قلم به دست می‌گیرند و با آن به کاغذ ضربه می‌زنند، بدون آنکه بتوانند اثری روی کاغذ به جا بگذارند. کم‌کم در سنین 18 تا 20 ماهگی، موفق به کشیدن خطوط می‌شوند و میل ذاتی‌شان به اثر‌گذاری و لذت بردن از کارهای خودساخته، مهم‌ترین عامل در بروز شکل‌گیری این خطوط است. به مرور زمان، آن خط‌ خطی‌های اولیه، معنا و مفهوم بیشتری پیدا می‌کند و در حدود 3 سالگی، دیگر خط‌ نگاری کودک فقط برای لذت بردن از حرکت یا فشار مداد روی کاغذ نیست؛ بلکه او سعی می‌کند با ترسیم تصاویر، احساسات درونی‌اش را متناسب با تجربه‌های زندگی کوتاه‌مدتش بروز دهد. از 5، 6 سالگی به بعد نیز کودک قدرت و توجه بیشتری برای نظارت بر واقعیات بیرونی پیدا می‌کند و چون لغات بیشتری آموخته است، بهتر از قبل می‌تواند اختلاف اشیا را با هم‌دیگر درک کند. بنابراین نقاشی در این دوران، ترسیمی است از چیز‌هایی که برایش مهم‌اند؛ حتی اگر در واقعیت قابل رویت نباشند. 
والدین در این بین چه نقشی دارند؟ آیا میل به نقاشی کشیدن در همه کودکان وجود دارد؟ حتی نقاشی نکشیدن یک بچه می‌تواند نشانه ضعف او در برقراری ارتباط با دیگران یا بی‌علاقگی او به برقراری چنین ارتباطی باشد اما کمبود امکانات نقاشی، پافشاری‌ والدین در نقاشی کشیدن کودکان یا بی‌توجهی آنها به نقاشی کودک و به ویژه تمسخرشان می‌تواند زمینه‌های بی‌انگیزگی بچه‌ها را فراهم کند. به همین دلیل توصیه می‌شود خط‌خطی‌های کودکتان را تشویق کنید زیرا این کار به افزایش اعتماد به نفس و شکوفایی خلاقیت آنها منجر می‌شود. کمترین تشویق بزرگ‌ترها معمولا تعریف و تمجید شفاهی از نقاشی کودکان است و نصب نقاشی آنها به دیوار اتاق نیز می‌تواند یکی

آنها فرصت این را داشته اند در زمانی که خردسال هستند خود را پیدا کنند و در سالهای بعد استعدادشان را شکوفا کنند. بین فعالیتهای کودک نقاشی بسیار مهم است ، چون تماماً از درون کودکی سرچشمه می گیرد و آنها فعالیتهای خود را با آن شروع می کنند . والدین و مربیان نباید با دخالت از روی ناآگاهی در کار کودک ، و با آموزش و یا تصحیح نقاشی او، این روند تلیه روانی را تخریب کنند. آنها با این کار روزنه ی خروجی ذهن کودک را می بندد وموجب انباشتگی ذهن او می شوند. ابتدا کودک با بازی شروع می کند و سپس به خط خطی کردن می پردازد خط خطی کردن مرحله تکامل یافته تر و خلاق تر همان بازی است . کم کم با رشد او نقاشی اش نیز پیشرفته تر می گردد. دیگر نقاشی فقط وسیله لذت و بازی نیست بلکه با آن به طور ناخودآگاه مسائل و مشکلاتش را بیان می کند. این حالت تقریباً غریزی می باشد. نقاشی در تشکیل شخصیت و روان کودک اهمیت بسزایی دارد . نه تنها سؤالاتی برایش مطرح می سازد بلکه به او امکان شناسایی محیط و شرکت در آن را فراهم می کند.  نقاشی کودکان را قادر می سازد تا به تجربه هایی دست یابند که هیچ منبع دیگری توانایی تولید این تجربه ها را ندارد . همچنین آنها را توانا می کند تا از این طریق تجربه های گسترده و گونه های احساسات خود را کشف کنند و به شخصیت منحصر به فرد خود برسند . گاهی اوقات متأسفانه برخی والدین و مربیان کودک به دلیل عدم آشنایی با روانشناسی کودک و اصول بنیادی هنر کودکان ، این مسیر درست را تخریب می کنند، که در نتیجه کودکان را از هدف بزرگ خلاقیت جداه کرده و به "مقلد و پیرو" تبدیل می کند که عوارض آن از قبیل تنش ، عدم خلاقیت ، عدم اعتماد به نفس و وابستگی است. پرورش خلاقیت در این راستا یعنی "به فعل در آوردن" و "هماهنگ کردن" تمام قسمت های ذهن کودک در جهت "نوآوری" ، که توسط نظارت مربی متخصص میسر می گردد و نتایج آن بطور خلاصه هماهنگی، سلامتی، خلاقیت و ابتکار می باشد .کلاس نقاشی کودک باید هماهنگ با روانشناسی کودک باشد تا مربی تشخیص درستی از روند کودک داشته باشد .
یعنی از دوره ای که کودک خود محور است تا زمانی که به دیگر محوری تغییر دوره می دهد با او هماهنگ بوده و او را از مسیر جدا نکند و به نوعی به بازیابی و کشف توانایی درونی کودک بپردازد تا زمانی که کودک " تأثیر خود" را بر دیگران کشف کند. برخی از والدین تصور اشتباهی از کلاس های خلاقیت دارند و به تصور اینکه نمی خواهند فرزندشان هنرمند شود از این کلاس ها دوری می کنند. در حالیکه اگر کلاس بر پایه موزش نباشد [و به شیوه ای که توضیح داده شد باشد] بسیار مفید بوده و کودک زمینه بسیار خلاقی خواهد یافت که در هر زمینه شغلی که در آینده وارد شود موفق تر عمل خواهد کرد.
به زبان بهتر خلاقیت بزرگترین ودیعه الهی به انسان می باشد که باید آن را از کودکی شکوفا کرد. به امید نهایت استفاده از این هدیه بزرگ .
مطلوب نیست کودک خورشید را در پشت کوه ناپدید می‌کند. ترس کودک از پدر به رنگ قرمز تند‌ یا سیاه در نقاشی دیده می‌شود. البته با یک نقاشی نمی توان به قضاوت بپردازیم بلکه باید چند‌ نقاشی کودک را بررسی کرد. اما برخلاف خورشید، ماه نشانه نیستی است. کودکان در نقاشی خود ماه را با مرگ معنی می‌بخشند.
آسمان به معنی الهام و پاکی‌ و زمین به معنی ثبات و امنیت است. کودکان خیلی کوچک هیچ‌وقت خطی برای نشان دادن زمین ترسیم نمی‌کنند، ولی در‌ 5 یا 6 سالگی که آغاز به درک دلایل منطقی می‌کنند به کشیدن زمین نیز می‌پردازند.
در جامعه امروزی، ماشین نشانه قدرت است، به همین دلیل در نقاشی‌های کودکان مخصوصاً پسربچه‌ها ماشین زیاد دیده می‌شود.
اگر کودک در اطراف خود با حیوانات سر و کار ندارد و به باغ وحش نمی‌رود باید به حیواناتی که در نقاشی‌هایش حضور دارند توجه کرد. گاهی ممکن است کودک احاس گناه و تقصیری را که تجربه کرده و جرأت نکرده آن را ابراز کند در نقاشی و در قالب حیوان نشان دهد. کشیدن حیوانات درنده نشانه فشارهای درونی مخفی کودک است. مثلا کودکی که نسبت به برادر کوچک‌تر تازه به دنیا آمده‌اش حسادت می‌کند‌ در نقاشی‌اش ممکن است گرگ بکشد که این نشان‌دهنده ترس و دلهره کودک از تازه وارد کوچولو است.
هنگامی که کودک آدمک می کشد پیش از هر چیز شکل خود یا درکی که از بدن و تمایلات دارد را بیان می کند. اگر آدمک در مجموع هماهنگ باشد، احتمال بسیاری وجود دارد که کودک کاملاً سازگار باشد. اگر آدمک در اندازه ای خیلی کوچک یا در گوشه ای از کاغذ کشیده شده باشد به معنای آن است که کودک خود را کم ارزش و از دیگران پایین تر می داند. اگر این کم بها دادن به خود در چند نقاشی کودک ادامه پیدا کرده باشد نشانگر خجالتی بودن اوست. در نقاشی فقدان دست و بازو نیز علامت کم بها دادن به خود و عدم امنیت است. کودکانی که خود را بالاتر از بقیه می دانند آدمک هایی با اندازه بزرگ رسم می کنند. این نوع ناشی مخصوص کودکانی است که به طور معمول زودرنج و حساس هستند و همیشه فکر می کنند مورد ظلم و ستم قرار گرفته اند.

خانه نماد پناهگاه و گرمی خانواده است که ممکن است مورد علاقه یا تنفر کودک باشد. زندگی سعادتمند د خانه با باغچه، درهای بزرگ، پنجره و دودکش بخاری نمایان می شود،  خانه بدون در ورودی در 5 تا 8 سالگی نشانه خجالتی بودن کودک و وابستگی شدید به مادر و بعد از 8 سالگی نشانگر احساس تنهایی کودک است. هنگامی که پدر و مادر جدا شده باشند خانه به دو قسمت تقسیم می شود و اغلب دارای دو در ورودی است که یک قسمت از خانه نماد زندگی خانوادگی واقعی و در دیگر نشانه زندگی تحمیل شده به کودک است، خانه به صورت قصر به منزله پناهگاهی مطلوب است، جاده به صورت پیچ وخم مبین مشکلات در برقراری ارتباط با دیگران است، خیابان های عریض شادی و صداقت را نشان می دهد،
از بزرگ‌ترین تشویق‌ها برای کودکان باشد. اگر می‌خواهید انگیزه نقاشی را در بچه‌هایتان بیشتر کنید، بهتر است خودتان هم با فرزندتان همراه شوید. یک کاغذ بردارید و بدون اینکه به کودک‌ نشان دهید چه می‌کشید، با حالتی کودکانه سعی کنید در حال نقاشی کردن، حس کنجکاوی او را تحریک کنید و بعد از تمام شدن نقاشی، آن را به خود کودک و سایر اعضای خانواده ‌نشان دهید و پیشاپیش از دیگران بخواهید در برابر نقاشی‌تان هیجان‌زده شوند. از کودک‌ بخواهید در مورد نقاشی‌هایش برایتان توضیح بدهد و مطمئن باشید با استفاده از این روش‌ها موجب ارتقای سلامت روان فرزندتان خواهید شد.
از طرفی، کپی کردن از نقاشی دیگران، مانع بروز خلاقیت کودکان می‌شود و تکرار این کار می‌تواند نشانه ضعف اعتماد به نفس کودک باشد اما در مقابله با چنین مواردی، واکنش شدید و مستقیم والدین نه تنها مشکلی را حل نمی‌کند بلکه موجب افزایش حساسیت و گرایش بیشتر کودک به این کار می‌شود. البته نباید فراموش کرد که اصلاً نیازی نیست بچه‌ها حتماً خوب نقاشی بکشند یا در آینده یک نقاش ماهر و حرفه‌ای بشوند زیرا نقاشی برای کودکان تنها ابزاری برای بالا بردن کیفیت رشد روحی، عاطفی و فکری است.

**************************

« اخبار مهد کودک »

  • برگزاری جلسه مربیان و پرسنل با مدیریت مهد کودک در تاریخ 18/05/91 .

• تعویض سقف سرویس های بهداشتی و سالن اجتماعات به صورت سقف کاذب در تاریخ 21/5/91.

• حضور کارآموزان هنرستان صدر جهت آموزش و همکاری به صورت کمک مربی در تمام سنین از تاریخ 12/4/91 الی  15/5/91.

• برگزاری جشن به مناسبت عید سعید فطر 25/5/91 .

                 
خانواده های گرامی: صمیمانه از شما عزیزان خواهشمندیم پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در میان بگذارید و یا در صندوق راهروی مهدکودک بیندازید. امیدواریم که با همراهی و همدلی یکدیگر بتوانیم فردایی بهتر برای کودکانمان فراهم کنیم.

سپاس از شما که در تداوم خدمت همواره حامی این مجموعه بوده‌اید.

 

 

---------------------------------------------------------------------------------

تیر 1391

 

 « سخنی با بزرگترها »

چگونه می توانیم با کودکان خود ارتباط برقرار کنیم  .
 ما نمی توانیم در باره ارتباط بحث کنیم در حالیکه به مسئله ی مهمی به نام بازی کردن در دوره ی کودکی بی توجه هستیم بازی در دوره کودکی دارای قاعده مندی های خاصی است. نباید بگوییم کودک بازی می کند وزندگی هم می کند، بلکه باید گفت حیات کودک همان بازی اوست و این دو کاملاً برهم منطبق اند. اهمیت این موضوع به حدی است که هم روانشناسان کودک مثل پیاژه و هم نظام اعتقادی اسلامی به بازی و آزاد گذاشتن کودک توجه کرده اند، کودک از طریق  فعالیت های آزادانه، طبیعت کودکی خود را به طور کامل بروز می دهد. اگر کودک را از بازی محروم کنیم، اوحاضر به انجام هیچ چیز دیگری نخواهد بود. 
                                                    

               « مدیریت مهد کودک »

**************************

« چرا بچه ها با هم دعوا می کنند؟ »
 بچه ها به دلایلی با هم بحث و دعوا می کنند. گاهی آنها خسته، عصبی و گرسنه هستند، گاهی نیز به دنبال جلب توجه هستند، گاهی میخواهند قدرت خود را اثبات کنند و گاهی نیز دنبال یک هم بازی و همراه  می گردند. اگر بدانید بچه ها چرا با هم دعوا می کنند شاید این موضوع بتواند به شما کمک کند تا بدانید چه کاری را باید انجام دهید تا این تنش ها کاهش یابد.

در اینجا به دو مورد از علل بروز دعوا در بین کودکان اشاره می کنیم:

1.توجه نکردن به نیازهای اساسی آنان: در نظر بگیرید شما مشغول تمیز کردن، و یا در حال صحبت با یکی از دوستان هستید، در همین لحظه دعوا و جنگ فرزندان شما اوج می گیرد (مامان اون منو زد،کتابم را گرفت، مامان اون منو هل داد،مامان داره به من دهن کجی می کنه و...). شاید اگر شما کار خود را رها کرده و به این بیندیشید که چه چیزی در حال حاضر حرف اول را می زند؟ بتوانید مشکل را کمی حل کنید. وقتی بچه ها خسته،گرسنه و عصبی هستند، احساس لذت، شادی و همکاری با یکدیگر را ندارند، اگر به آنها کمک کنید چند دقیقه استراحت کنند، اگر خواب آلود هستند به آنها کمک کنید تا کمی بخوابند، یک خوراکی یا نوشیدنی خنک به آنها بدهید و یا یک کار جالب را برای آنها تدارک
تدارک ببینید ممکن است به طور شگفت انگیزی جوّ صلح و آرامش به خانه حکمفرما شود.
2. تلاش برای بدست آوردن توجه:  بعضی اوقات برای اینکه بچه ها توجه والدین را جلب کنند وارد یک عادت بد میشوند. تا زمانی که آنها آرام و منطقی هستند و با هم همکاری و بازی می کنند، شما سرگرم کارهای خودتان هستید و هیچ توجهی به آنها ندارید. اما بلافاصله که جنگ و دعوا را با هم شروع میکنند شما سر صحنه حاضر می شوید، با آنها حرف می زنید، حتی آنها را دعوا می کنید و برای آنها وقت       می گذارید.اگر در خانه شما این حالت  وجود دارد، وقت آن است که با تجدید نظر در برنامه های گذشته تصمیم بگیرید.

روشهای متوقف کردن دعوای کودکان: بچه ها با هم دعوا می کنند. به همین سادگی. این رفتار کاملاً عادی است. بچه ها به دلایل مختلفی با هم دعوا می کنند. والدین معمولاً نمی دانند چه زمان باید اجازه بدهند دعوای آنها روند عادی خودش را طی کند و چه زمان باید دخالت کرده و وارد عمل شوند.
بچه ها ممکن است به غیرمنطقی ترین دلایل با هم دعوا کنند، دلایلی که ممکن است حتی برای والدین خنده دار باشد، اما به نظر بچه ها دلایل خوبی برای دعوا کردن با همدیگر است.
 خواهر و برادرها ممکن است بخاطر ظاهری ترین مسائل با هم دعوا کنند. دعوای بچه ها رفتاری است که بخشی از بزرگ شدن آنهاست. اما کارهایی هست که والدین می توانند برای به حداقل رساندن دعوای  بچه ها انجام دهند. به طور مثال:

 دعوای بچه ها را نادیده بگیرید: البته این توصیه باید با این احتیاط همراه باشد که در دعوای آنها با هیچ آسیبی (جسمی، احساسی یا فکری) همراه نباشد. در این موارد حتماً باید مداخله کنید. اما بیشتر دعواهای بچه ها فقط مشاجره عادی است و مداخله والدین فقط حل کردن مشکل توسط خود بچه ها و آشتی کردنشان را کندتر می کند. خیلی وقت ها دعوا کردن راهی برای بچه ها برای جلب توجه است و برای بعضی از آنها، توجه منفی از توجه نکردن بهتر است. اگر والدین دعوای آنها را نادیده بگیرند و اجازه ندهند آن به مرکز خانه تبدیل شود، آنها دیگر دلیلی برای دعوا کردن نخواهند داشت.
در برخورد با رفتارها و دعوای بچه ها، حفظ برابری دو طرف ضروری است : یکی از دام هایی که ممکن است والدین در آن گرفتار شوند این است که تلاش کنند بفهمند چه کسی دعوا را شروع کرده است و بعد چه چیز باعث بدتر شدن دعوا شده است.
جانب گیری کردن یا تعیین مجازات های متفاوت زمینه را برای برچسب قربانی و قلدر زدن فراهم می کند. در اکثر موارد، مجازات بچه ها باید یکسان باشد، بدون هیچ استثنا. هدف باید این باشد که میل به برد و باخت را در دعواهای بچه ها از بین ببرید.
 به بچه ها راه هایی آموزش دهید که با آرامش و همکاری برای مشکلاتشان راه حل پیدا کنند: حتی بچه های خیلی کوچک مسائل ابتدایی عدالت و جنگ نکردن را درک می کنند. درمورد دعوا کردن و راه های دیگر برای حل مشکلات با فرزندانتان صحبت کنید. همیشه قوانینی برای کارهایی که برای حل مشکلاتشان می توانند بکنند و نمی توانند بکنند تعیین کنید (مثلاً داد کشیدن، گریه کردن، زد و خورد). از آنها بخواهید ایده های خود را مطرح کنند و بعد امتحانشان کنند. ممکن است ا راهکارهایی که پیشنهاد می کنند متعجب شوید ولی آنها خودشان خوب می دانند که چه چیزی برایشان موثرتر است.
 وقتی بچه ها با هم کنار می آیند، آنها را تشویق کنید: تحسین و تمجید کمک بسیار زیادی به ایجاد رفتارهای مثبت در بچه ها دارد. رمز کار این است که دعوای آنها را نادیده گرفته و وقت درست رفتار می کنند به آنها توجه کنید. بچه ها خیلی زود متوجه این موضوع می شوند.
 الگوی خوبی باشید: وقتی خودتان مدام با هم دعوا کنید،  نمی توانید انتظار داشته باشید که بچه هایتان اصلاً با هم دعوا نکرده و خوشرفتاری کنند. والدین باید الگوی بچه ها در طریقه برخورد و رفتار با هم باشند.
 در زمانهای فشار هم آرامش خود را حفظ کنید: بچه ها با دقت می بینند که والدینشان چطور در زمان عصبانیت، مخالفت با چیزی یا بررسی مشکلات رفتار می کنند. در زمان هایی که تحت فشار هستید هم خوددار باشید و خونسردیتان را حفظ کنید تا الگوی خوبی برای فرزندانتان باشید. اگر بچه ها اینقدری بزرگ هستند که درک کنند، می توانید با آنها درمورد احساسی که در زمان عصبانیت در بعضی موقعیت ها دارند با آنها حرف بزنید. از بچه ها بخواهید که نمایشی بازی کنند که مثلاً عصبانی هستند و از آنها بخواهید ببینند به جز دعوا کردن و داد کشیدن چه رفتارهای دیگری می توانند از خود نشان دهند.
دلایل مختلف دعوا و واکنش والدین : بچه ها به دلایل مختلفی با هم دعوا می کنند و واکنش والدین به آنها در زمانیکه
باید مداخله کنند به شکل دادن وضعیت دعوا کردن آنها در آینده کمک می کند. اگر والدین داد بزنند، دست پاچه شوند یا عصبانی شوند و از الفاظ زشت استفاده کنند، نتیجه این خواهد شد که آن رفتار آزاردهنده در دعواهای بچه ها دوباره تکرار خواهد شد.
 سعی کنید موقعیت های دعوا کردن را از بین برده یا به حداقل برسانید: همه دلایل دعوا کردن بچه ها را پیدا کنید و تلاش کنید آن دلایل را از میان بردارید. اگر هر شب سر اینکه چه کسی روی چه صندلی بنشیند دعوا می کنند، سعی کنید برای آنها سر میز جا مشخص کنید و بعد اگر لازم بود به صورت چرخشی جایشان را عوض کنید. آیا سر رنگ چیزهای مختلف دعوا می کنند؟ برای آنها رنگ ها ی مشابه بخرید. باید بدانید که چه زمان فرزندانتان در بدترین حالت خود هستند، مثلاً چه زمانی خسته یا گرسنه هستند یا روز بدی را پشت سر گذاشته اند، و تا جایی که ممکن است موقعیت دعوای آنها را از بین ببرید. بچه ها باید بدانند که آنها را به یک اندازه دوست دارید و صرفنظر از رفتارشان، به یک اندازه خاص هستند. گاهی اوقات یک آغوش و یک بوسه تنها چیزی است که فرزندتان به آن نیاز دارد.

**************************

« اخبار مهد کودک »

•   جشن میلاد امام حسین (ع) در تاریخ 3/4/91 همراه با عمو موسیقی.

• جلسه مربی بهداشت سرکار خانم مهرانی با پرسنل مهد کودک در رابطه با بهداشت فردی و آموزش های لازم به کودکان در تاریخ 5/4/91.

• همراهی عمو موسیقی با مربیان و کودکان به منظور آمادگی برای جشن پایان سال آموزشی.

• جلسه شورای مادران با مدیریت مجموعه در رابطه با هدایای مربیان و گروه سنی 6 سال در روز جشن.

• اجرای تمرینی برنامه آمادگی بچه ها برای جشن پایان سال و آشنایی آنها با سالن 17شهریور در تاریخ 24/4/91 .

• برگزاری جشن فارغ التحصیلی برای گروه سنی 6 سال و پایان سال آموزشی برای سنین دیگر در تاریخ 27/4/91 .  
                 
خانواده های گرامی: صمیمانه از شما عزیزان خواشمندیم پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در میان بگذارید و یا در صندوق راهروی مهدکودک بیندازید. امیدواریم که با همراهی و همدلی یکدیگر بتوانیم فردایی بهتر برای کودکانمان فراهم کنیم.

سپاس از شما که در تداوم خدمت همواره حامی این مجموعه بوده‌اید.

 

 

 ---------------------------------------------------------------------------------

  خرداد 1391

 

 

 

« سخنی با بزرگترها »

کودکان معمولاً با استعداد و خلاق متولد می شوند و وظیفه ما مربیان است که در پرورش استعدادها و خلاقیت های آنها بکوشیم. هنر، سرتاسر باید فرآیندگرا، جستجو گرایانه، تصوری و باز پاسخ باشد. دوران قبل از مدرسه آخرین فرصتی است که کودکان می توانند خلاقیت خود را افزایش دهند. وقتی کودکان به مدرسه می رسند اغلب باید طبق تعالیم مدرسه رفتار کنند. فعالیت هایشان دقیقاً دیکته می شود. باید دقت کنند که از خط خارج نشوند. باید تمیز و آرسته باشند و غیره و غیره.          
  

                   
                                                  « مدیریت مهد کودک »

**************************

« حسادت در کودکان »

حسادت نوعی احساس عاطفی است. این حالت احساسی در میان نوع انسانی سابقه ای دیرینه دارد و در قرآن کریم نیز درباره حسادت قابیل و برادران یوسف داستان هایی وجود دارد. وقتی انسان با پیشرفت یا موفقیت بیش از اندازه دیگران مواجه شود، حالتی به او دست می دهد که به آ ن احساس حقارت می گویند. درجات این احساس در افراد مختلف متفاوت است. اگر احساس حقارت در فردی شدت یابد به صورت حسادت در می آید. حسادت در افراد مختلف شدت و ضعف دارد لیکن بزرگسالان به علت موقعیت اجتماعی و اهمیتی که برای روابط اجتماعی قائل هستند، این احساس راکمتر از خردسالان ظاهر می سازند.

زمان شروع حسادت:
برخی روانشناسان براین باورند که حسادت در سن ۱۵ تا ۱۶ ماهگ درکودکان آشکار می شود و در دو زمان یعنی از سن ۲ تا ۵ سالگی و دوران بلوغ به اوج خود می رسد. شاید بتوان گفت که شدیدترین مرحله حسادت، در دوران پیش از ۵ سالگی است زیرا دراین دوران کودک کاملاً به والدین خود وابسته است و همه نیازهای او بویژه نیازهای عاطفی و روانی توسط آنها ارضا می شود و والدین تنها افراد مورد علاقه کوکان هستند.

شیوه های بروز حسادت:
کودکان خردسال صریح تر هستند و بدون سیاست، حسادت خود را
نشان می دهند. آنها به طور مسقیم به شما می گویند که از نوزاد تازه وارد متنفرند، یا آشکارا و پنهان به او صدمه می زنند.  کودکان بزرگتر ممکن است حسادت خود را سرکوب کنند که در این صورت حسادت تغییر شکل می دهد و به صورت نشانه ها و بدرفتاری های ابراز می شود. بنابراین وقتی کودکی از برادرش متنفر است ولی حق ندارد که احساساتش را بیان کند ممکن است این گونه تصور کند که برادرش را از پنجره به پایین پرت کرده است.این کودک دچار خیالات ممکن است به قدری وحشت زده شود که به طرف رختخواب برادرش برود تا ببیند که آیا او هنوز آنجا هست یا نه؟ او ممکن است از اینکه برادر رادر سلامت و آرامش یافته است به قدری خوشحال شود که والدینش واکنش او را به حساب علاقه و محبت او نست به برادرش بگذارند.
گاهی برخی از کودکان از غذا خوردن خودداری می کنند، دچار   بی اشتهایی می شوند یا تمارض می کنند و خود را به مریضی می زنند یا ترس بیجا از خود نشان می دهند.  همه آن کارها به خاطر این است که توجه والدین را بیشتر به خودشان جلب کنند و از توجه آنها نسبت به فرد مورد حسادت بکاهند. برخی از کودکان بسترشان را خیس می کنند و بعضی از کودکان خرابکار می شوند. آنها به جای بیان نفرتشان بشقاب ها را می شکنند. برخی دیگر ناخنهایشان را می جوند یا موهایشان را می کشند تا بدین سان تمایل شان را برای آزار دادن برادرها یا خواهرهایشان پوشیده نگه دارند.

علل حسادت:
حسادت از میل کودک، به تنها محبوب مادر بودن، سرچشمه می گیرد. این میل به قدری در کودک ریشه دارد که هیچ رقیبی را تحمل نمی کند. وقتینوزاد دوم به دنیا می آید کودک با آن به رقابت می پردازد تا عشق و علاقه انحصاری پدر ومادر را از دست ندهد. این رقابت ممکن است آشکار یا پنهان باشد و این طرز برخورد والدین نسبت به حسادت آنها بستگی دارد. اگر تولد نوزاد همزمان با شدت دلبستگی فرزند اول به والدین باشد حسادت بیشتر در کودک ایجاد می شود. هرقدر فاصله تولد بین دو کودک کمتر باشد احتمال بروز حسادت بیشتر است. گاهی حسادت در اثر تبعیض اولیای مدرسه، عدم توانایی در فهم دروس، ترس از شکست و مردود شدن از امتحان یا آزار شاگردان بروز می کند. واکنش کودک اغلب به صورت حسادت،  بی انضباطی و یا بی تفاوتی رغبتی تحصیلی و بالاخره عقب ماندگی تحصیلی تظاهر می کند.
 پیشگیری:
مهمترین روش پیشگیری از حسادت، ابراز علاقه و محبت، درک و ایجاد امنیت خاطر همراه با انضباط عادلانه است. زمانی که مادر فرزند دیگری به دنیا می آورد باید برنامه ها طوری تنظیم گردد که از بروز حسادت جلوگیری شود. کودک بزرگتر در آن زمان نباید به مهدکودک فرستاده شود و اتاق خوابش نیز نباید تغییر یابد باید هر نوع تغییر، مدت ها قبل از تولد نوزاد جدید صورت گیرد، کودک را باید برای خرید وسایل نوزاد همراه برد و حتی بهتر است به کودک پول داد تا چیزهایی برای نوزاد خریداری کند. اگر مادر به بیمارستان می رود بهتر است کودک در منزل خودش باشد به شرطی که شخصی را که قرار است از او مراقبت کند دوست داشته باشد وگرنه بهتراست به منزل یکی از اقوام نزدیک که موردعلاقه کودک است فرستاده شود. باید کودک بزرگتر را به مراقبت از نوزاد تشویق کرد مثلاکودک بزرگتر در استحمام وعوض کردن پوشک او به مادر کمک کند و اشیای لازم را برایش بیاورد به شرطی که موافق این کار باشد و گرنه نباید وی را وادار به اطاعت و انجام چنین کارهایی کرد. اگر کودکی می خواهد نوزاد را نوازش کند و با او بازی کند والدین باید اجازه این کار را به وی بدهند و در عین حال مراقبش باشند تا آزاری به نوازد نرسد.
وقتی که مادر نوزاد را بغل می کند بهتر است پدر با سایر اعضای حاضر در منزل، کودک بزرگتر رادر آغوش بگیرند و او را نوازش کنند. باید کوشش کرد که کودک مطمئن شود والدین، او را مانند سابق دوست دارند وظیفه والدین است که عصبانیت و حسادت فرزند را تحمل کرده آن را بپذیرند نه اینکه مانند او عکس العمل نشان دهند.
 
آنچه نباید انجام داد:
از توجه و محبت افراطی به نوزاد در حضور دیگر فرزندان باید پرهیز کرد و نیز برای خوشایندی دیگر کودکان نباید از نوزاد بدگویی نمود. مسئله حسادت کودک را نسبت به نوزاد نباید درحضور وی برای اطرافیان یا میهمانان تعریف کرد زیرا شاید این توضیح دادن و محبت نمودن باعث وسوسه کودک برای حسادت بیشتر شود.
باتوجه به شرایط سنی مختلف و تفاوت های فردی فرزندان، طبیعی است که نمی توان تفاوت قائل نشد اما از تبعیض باید به شدت پرهیزکرد.
از مقایسه کردن فرزندان خانواده با افرادی که بهتر از او درخشیده اند باید اجتناب کرد. اگر قرار است مقایسه ای صورت گیرد با هر فرد با گذشته خودش مقایسه شود نه با دیگری.
کمبود نقایص بدنی، ضعف و ... کودک نبید در حضور دیگر کودکان یا بزرگسالان مطرح شود. زیرا این امر عامل ایجاد احساس حقارت و حسادت است. از توسل به فشار، اجبار، تهدید، سرزنش و یا احیانا تنبیه برای درمان حسادت باید پرهیز کرد. زیرا این افراد بیش از دیگران نیازمند محبت و مهربانی هستند.

**************************

« اخبار مهد کودک »

•  برگزاری جشن های تولد و همراهی عمو موسیقی با مربیان و کودکان به منظور آمادگی برای جشن پایان سال آموزشی.

• برگزاری تئاتر آموزشی پیرامون جمع آوری زباله ها و تفکیک و بازیافت انواع زباله، توسط گروه تئاتر شهرداری در تاریخ 20 خرداد.

• عکاسی از کودکان پیش دبستان جهت جشن فارغ التحصیلی در روز 20 خرداد.

• جلسه شورای مادران به همراه مدیریت مهد کودک و کلیه مربیان در روز 24 خرداد در خصوص پاره ای از مسائل مهد کودک و جشن فارغ التحصیلی.
                               
خانواده های گرامی: صمیمانه از شما عزیزان خواهشمندیم پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در میان بگذارید و یا در صندوق راهروی مهدکودک بیندازید. امیدواریم که با همراهی و همدلی یکدیگر بتوانیم فردایی بهتر برای کودکانمان فراهم کنیم.

سپاس از شما که در تداوم خدمت همواره حامی این مجموعه بوده‌اید.
  با آرزوی بهروزی

  

---------------------------------------------------------------------------------

اردیبهشت 1391

« سخنی با بزرگترها »

اصولاً  لجبازی یک نوع رفتار و واکنش نامطلوب است که به صورت های مختلفی خود را نشان می دهد، از جمله آسیب رساندن به  خود و  دیگران، ناسزا گفتن، گریه کردن و فریاد کشیدن و … در افراد لجباز پایین بودن اعتماد به نفس و عدم داشتن خود باوری مثبت مشود است.

هفت راه برای درمان لجبازی:

مستقل بارآوردن کودک: در برخورد کلی در زندگی باید طوری با کودک رفتار کرد که او بتواند در امور روزمره  خود به طور مستقل و گاهی بدون نیاز به دیگران  تصمیم بگیرد. البته فشارهای منفی را نباید در این خصوص وارد کرد، بلکه باید با راهنمایی های به جا تذکر داد و روش های صحیح را به موقع به او آموزش داد.

کودک را تا حد امکان  وادار به عجله و شتاب زدگی نکنیم : معمولاً خانواده ها در چند کار، کودک را ناخواسته  یا خواسته به عجله وادار می کنند که بیشتر مواقع عدم آگاهی والدین در تشدید آ ن ها ، دخالت مستقیم دارد از جمله چیزهایی که می توان در این رابطه یاد آور شد:  حمام  کردن، مهمانی رفتن، غذا خوردن ، خوابیدن و … بهر حال کودک مانند افراد بزرگسال نمی تواند از نیروی تفکر و حرکت در یک زمان استفاده کند و والدین باید بدانند زمان تفکر و انجام کارها در کودکان به سعه صدر بیشتری نیاز دارد.
رشوه ندادن و حذف پاداش کودک لجباز : اگر کودک برای رسیدن به مطلوب خود چه درست و چه نادرست شروع به گریه کردن و یا داد کشیدن بکند و از این راه بخواهد به خواسته ی خود برسد و والدینی که به اصطلاح حوصله ندارند با دادن امتیاز (رشوه) به کودک ، او را ساکت می کنند، باعث پرورش لجبازی در او می شوند. البته تشویق برای کارهای خوب و مثبت کودک با رشوه دادن فرق دارد.
تشویق باعث رشد اعمال نیک و حرکت به سوی ترقی می شود. اما باید توجه داشت که تشویق و پاداش ، باید به اندازه  و درخور کار او باشد.

عدم توجه و نادیده گرفتن رفتار کودک لجباز : گاهی بهتر است وقتی فرزندمان شروع به داد و بیداد می کند خیلی خونسرد و بی توجه  از کنار مسئله عبور کنیم به طوری که یا متوجه نشده ایم و یا موضوع برایمان اهمیت ندارد.

برقراری آرامش و امنیت در خانواده: به هر حال در هر خانواده مسایل و مشکلاتی به وجود می آ ید که منجر به بحث
و گفت و گو می شود.  والدین باید بدانند که تمام مسایل   گره هایی هستند که به وسیله دست باز می شوند. 
یعنی به جای بحث و متهم کردن دیگران، آرام و بدون بر هم زدن امنیت خانواده به خصوص کودکان ، مشکلات و مسایل را می توان به راحتی حل کرد، به طوری که هم خود و هم دیگران از نوع گفت و گو ها لذت ببرند.

راهنمایی ” آری” امّا دخالت “ خیر” :  هیچ کس از دخالت کردن دیگران در امور زندگی خوداحساس رضایت و خشنودی نمی کند. پدر و مادر از همان شروع تربیت باید حرکت صعودی خود را بر پایه ی راهنمایی قرار دهند تا کودک بتواند کم کم راه  صحیح زیستن را تشخیص دهد. دیگر قابل پذیرش نیست که من : ” من می گویم این طور باش ، من می گویم این جا نرو و… بلکه ارشاد و راهنماییهای خردمندانه و کمک گرفتن از خود کودک در مشکلات می تواند  کمک بزرگی باشد.

عدم لجبازی والدین:  آموزش های عملی به مراتب از آموزش های تئوری، موثرتر و  آموزنده تر می باشند. اگر والدین در حضور بچه ها با یک دیگر لجبازی کنند، خیلی راحت و بدون دردسر لجبازی را به آنها یاد می دهند و  بچه ها به طور واضح فیلمی مشاهده می کنند که در آن یکی از والدین با پافشاری دیگری را مجبور به اطاعت از خود می کند و آنان متوجه می شوند که از این راه می توانند به راحتی به  خواسته های خود برسند.

نتیجه: پدرها و مادرها باید بدانندکه با بردباری می توانند بر اکثر ناهنجاری ها چیره شوند و اجازه ندهند کودک به تنهایی برای همه افراد یک خانواده تصمیم بگیرد.
 متاسفانه بعضی از وادین با گفتن من حوصله ندارم و یا کی حوصله ی این کارها را دارد، سعی می کنند بار مسئولیت تربیت را کج به منزل برسانند . این گونه والدین بایدگفته های خود را اصلاح کنند . بگویند من حوصله دارم و یا بهتر است بگویند من می توانم با حوصله و بردبار باشم و از این طریق خود باوری مثبت و عزت نفس خود را بالا ببرند
اما در لجبازی از هر روشی برای از بین بردن یا کاهش آن استفاده می کنیم، باید مراقب باشیم تا کودکان به خود و یا دیگران آسیب نرسانند.

**************************
« اخبار مهد کودک »

• حضور جناب آقای میرزا خانی و جناب آقای درستکار در مرکز آموزش پیش دبستانی:
 روز 12 اردیبهشت  به مناسبت روز معلم شاهد حضور گرم و صمیمانه جناب آقای میرزاخانی معاونت محترم پشتیبانی و جناب آقای درستکار مدیرعامل محترم شرکت تعاونی بودیم.
دوستان از فضای مهد کودک و کلیه امکانات بازدید نمودند و هدایایی برای گرامی داشت مقام معلم به مربیان  عزیز اهداء کردند.

•  روز 25 اردیبهشت کودکان مرکز آموزش پیش دبستانی (گروه سنی 4، 5، 6 سال) از موزه تنوع زیستی،  واقع در پارک پردیسان به همراه دو گروه فارسی و زبان بازدید کردند.

• برگزاری جشن های تولد و همراهی عمو موسیقی با مربیان .

• تعویض کف پوش فضای مرکز آموزشی به منظور ایجاد فضای شاد، بهداشت و امنیت بیشتر فرزندانمان و همچنین ایجاد تنوع رنگ در فضای مهد کودک.
                                
خانواده های گرامی: صمیمانه از شما عزیزان خواهشمندیم پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در میان بگذارید و یا در صندوق راهروی مهدکودک بیندازید. امیدواریم که با همراهی و همدلی یکدیگر بتوانیم فردایی بهتر برای کودکانمان فراهم کنیم.



با آرزوی شادی همیشگی

 

---------------------------------------------------------------------------------

 

فروردین 1391 

«  سخنی با بزرگترها »
مسافرت امکان خوبی است تا کودکان با پدیده های متفاوتی از نزدیک آشنا شوند . سفرها برا ی کودکان به دلیل اتفا ق های تازه شگفت انگیز و جذاب هستند . شما می توانید با هوشیاری و دقت در مسا ئل متفاوت مسافرت ، آن را برای کو دکتان سرشار از شگفتی و هیجان کنید .
قبل از سفر: در باره سفر ، محل آن ، وسیله سفر ، همراهان ، اسکان و با کودکان صحبت کنید . یک نقشه و یا منابع دیگر مربوط به محل سفر را تهیه کنید و با کودکتان در باره منطقه و ویژگی های آن گفتگو کنید .  یک نقشه و یا یک منابع دیگر مربوط ب محل سفر را تهیه کنید  و با کودکتان در باره منطقه و ویژگی های آن گفتگو  کنید و کودکان را در فعا لیت هایی که شما را برای سفر آماده می کند ، مشارکت دهید .مانند  جمع آوری وسایل ، خبربه اقوام و حتی حفظ امنیت خانه و در نبودن شما .
حین سفر :در طی سفر و همراه کودکان به محل های گوناگون و اتفاق ها توجه کنید . خود را از کشف هر پدیده تازه نشان دهید  کودکان می توانند برای ثبت اتفاق ها و دیدنی ها ، آن را نقاشی کنند .  توجه کودکان را به آداب و سنن و فرهنگ منطقه سفر جلب کنید . و خود از آنها به احترام یاد کنید . همچنین کودکان را به گردش علمی در طیعت برده و به او درباره گیاهان، جانوران، کوه ها، رودخانه ها و... همچنین حفظ محیط زیست و اهمیت آن آموزش دهید
پس از سفر: برای تمیز کردن و جابجایی و نظم دوباره وسایل از کودکان کمک بگیرید . در یک گفتگوی خانوادگی ، خاطره ها ی شیرین و جالب سفر را با هم مرور کنید.  به کمک تصویرها ، خاطرات نوشته شده ، بروشورها ، نقشه محل و نقاشی کودکان و یک سفر نامه تهیه کنید این سفرنامه را در اختیار دیگران قرار دهید  .

منبع از نشریه باد باد ک خرداد 1384

 

« شادی، غم، دانش عشق »
روزگارهای قدیم جزیره ای دور افتاده بود که همه احساسات در آن زندگی می کردند: شادی، غم، دانش عشق و باقی احساسات، روزی به همه آنها اعلام شد که جزیره در حال غرق شدن است بنابراین هریک شروع به تعمیر قایقهایشان کردند. اما عشق تصمیم گرفت که تا لحظه آخر در جزیره بماند. زمانی که دیگر چیزی از جزیره روی آب نمانده بود عشق تصمیم گرفت تا برای نجات خود از دیگران کمک بخواهد. در همین زمان او از ثروت با کشتی با شکوهش در حال گذشتن از انجا بود کمک خواست. ثروت، مرا هم با خود می بری؟ ثروت جواب داد: نه نمی توانم، مقدار زیادی طلا و نقره در این قایق هست، من هیچ جایی برای تو ندارم. عشق تصمیم گرفت از غرور که با قایقی زیبا در حال رد شدن از جزیره بود کمک بخواهد. غرور لطفا به من کمک کن. نمی توانم عشق، تو خیس شده ای و ممکن است قایقم را خراب کنی. پس عشق از غم که در همان نزدیکی بود در خواست کمک کرد. غم لطفا مرا با خود ببر. آه عشق آن قدر ناراحتم که دلم می خواهد تنها باشم. شادی هم از کنار عشق گذشت اما آنچنان غرق در خوشحالی بود که اصلا متوجه عشق نشد. ناگهان صدایی شنید:

بیا این جا عشق من تو را با خود می برم. صدای یک بزرگتر بود. عشق آن قدر خوشحال شد که حتی فراموش کرد اسم ناجی خود را بپرسد هنگامی که به خشکی رسیدند، ناجی به راه خود رفت. عشق که تازه متوجه شده بود که چقدر به ناجی خود مدیون است از دانش که او هم از عشق بزرگتر بود پرسید: چه کسی به من کمک کرد ؟ دانش جواب داد: او زمان بود. زمان؟! اما چرا به من کمک کرد؟ دانش لبخندی زد و با دانایی جواب داد: چون تنها زمان بزرگی عشق را درک می کند.